سرمقاله آرمان/ اروپا و ایران ؛ تعامل جدید یا تداوم تقابل
محمدمهدی مظاهری: همراهی اروپا با قطعنامه 1929 و نیز تاکید بر تشدید مکانیزمهای تحریمی یک جانبه، روابط کشورمان را با این اتحادیه وارد فاز جدیدی ساخته است. در بررسی متغیرهای تأثیرگذار بر روابط ایران و اتحادیه اروپا میتوان به سه مولفه اصلی سیاست هسته ای ایران، توانمندیهای سیاست خارجی اروپا و روابط فرا آتلانتیکی اشاره نمود. همزمانی تشدید فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه ایران با طرح مجدد گفتوگو از سوی اتحادیه اروپا یادآور بازگشت
مجدد اروپا به سیاست هویج و چماق در برابر کشورمان است، در بررسی دقیق این موضوع میتوان به موارد ذیل اشاره نمود.
1- پس از گسترش اروپا و ملحق شدن کشورهای شرق اروپا به این اتحادیه، سران اصلی اروپا نظیر آلمان، انگلستان و فرانسه مدعی اتخاذ سیاست مستقل در ارتباط با مسائل منطقه ای و بین المللی هستند، چگونگی سرانجام پرونده هسته ای ایران یکی از موارد اصلی در راست آزمـــایی اتخاذ سیاست مستقل میباشد. اروپا پس از تجربه ناموفق در اتخاذ سیاست مستقل در برابر آمریکا نسبت به مسائل جهانی، نظیر بحران بالکان و افغانستان و عراق با لحاظ منافع اقتصادی و سیاسی در ابتدای مطرح شدن پرونده هسته ای ایران در مجامع بینالمللی تلاش کرد که از طریق مذاکره و گفتوگو خاطره دنباله روی محض از سیاست آمریکا را در قبال اذهان عمومی بزداید. ولی اصرار ایران برحقوق حقه خویش بر اساس بند 4 NPT و تکمیل چرخه کامل سوخت هستهای در داخل کشور، اروپا را بر آن داشت برای پر کردن هر گونه شکاف فرا آتلانتیکی همگرایی بیشتری را برای ایجاد فشار مضاعف علیه ایران با آمریکا اتخاذ کند.
2- ایران اسلامی در دکترین دفاعی خود جایگاهی را برای سلاحهای هسته ای به رسمیت نشناخته و توانمندی خود را معطوف به امور پدافندی و نرم افزاری قدرت نموده است. اروپا برغم گزارشهای مکرر بازرسان آژانس بین المللی اتمی ( IAEA ) در تأیید صلح آمیز بودن این فعالیتها با تحلیل بدبینانه در تلاش بر آمده است که با القای اشتباه، همچنان مصر باشد که ایران اسلامی، بازی پیچیده ای را در حوزه هسته ای اتخاذ کرده است و درصدد دستیابی به سلاح هسته ای است. از نظر این اتحادیه پیشبرد همزمان برنامههای هسته ای و موشکی ایران برای امنیت اروپا خطر آفرین است.
3- هدف راهبردی اروپا این است که ایران فاقد فناوری چرخه سوخت هسته ای باشد. پیشرفت هسته ای ایران در غنی سازی اورانیوم تا غنای 20 درصد و تاکید بر اصول ثابت عدم تعلیق فراوری اورانیوم به رغم فشارهای همه جانبه گروه 1+5، اروپا را بر آن داشته که پیامهای هشدار دهنده ای را به مقامات تهران ارسال کنند. تاکید بر اعمال تحریمهای جداگانه فراتر از قطعنامه شورای امنیت در این راستا قابل ارزیابی است. بی تردید هم اکنون سراسر خاورمیانه در نفوذ آمریکایی هاست. و دنباله روی صرف این اتحادیه از خواستههای نامشروع سران کاخ سفید در قبال ایران میتواند جایگاه اتحادیه اروپا را برای حل و فصل بحرانهای بین المللی تضعیف سازد.
4- ابزار اصلی غرب برای تهدید و فشار بحران به شکل کاملاً آشکار برزور استوار گشته است. بخشی از این زور از برتری سیاسی، اقتصادی، نظامی نشأت میگیرد، بخشی دیگر از قدرت نرم افزاری آن، در رویارویی اخیر بین غرب و ایران همه گزینههای تهدید اعم از قدرت سخت و نرم قابل مشاهده است. هدف رسمی غرب علناً از تلفیق دو قدرت سخت ونرم در قالب قدرت هوشمند، دستیابی به تغییر رفتار ایران و جلوگیری از دستیابی کشورمان به قدرت برتر و تأثیرگذار منطقه ای است.
5- در بحث پرونده هسته ای این نکته اساسی را نباید فراموش کرد که اروپا و آمریکا از ابتدا با هم همنوا و دارای یک هـــدف مشــترک میباشند، یعنی محروم کردن ایران از تکنولوژی هسته ای؛ زیرا غرب نمیخواهد ایران خارج از مدار غربیها از توان هسته ای ولو صلح آمیز برخوردار باشد. در این راستا شاهد رفتار دو گانه اروپا و آمریکا نسبت به مسائل هسته ای منطقه خاورمیانه هستیم، بطوریکه اتحادیه اروپا و آمریکا توانمندی آشکار هسته ای اسرائیل را در راستای امنیت منطقه ای میدانند و با حمایت از اهداف و جاه طلبیهای این رژیم مانع از به ثمر نشستن تلاشهای کشورهای منطقه در قالب طرح خاورمیانه عاری از سلاحهای هسته ای شدند. ولی همزمان فعالیتهای صـــلح آمیز هسته ای ایـران را ناقض قوانین بین المللی و برهم زننده امنیت منطقه اعلام میکنند.
6- هر گونه مذاکره و مصالحه بر سر پرونده هسته ای ایران باید مبتنی بر درک واقعیتهای موجود و پذیرش حق کشورمان به داشتن چرخه سوخت و اعتماد سازی بیشتر از طرف مقابل باشد. اروپا تا امروز از قبول گزینه سازش و شناسایی حق مسلم ایران در بهره مندی از فناوری صلح آمیز هسته ای طفره رفته است. به نظر میرســد که ایــن اتحادیه با دو مشکل اساسی روبروست. یکی دنباله روی صرف از سیاستهای یکجانبه گرایانه کاخ سفید در موضوع هسته ای ایران و مسائل خاورمیانه و دیگری مشکل عدم هماهنگی و موضع واحد بین سران این اتحادیه ( اختلافات درونی) که نحوه تعامل و مواجهه با ایران را نیز با مشکلاتی روبرو کرده است. در این مسیر باید رفتار سیاسی و نظام فکری تصمیم سازان اروپایی مبتنی بر خردگرایی و لحاظ منافع راهبردی و احترام به حقوق ایران شکل گیرد.