<rss version="2.0" encoding="utf-8">
<channel>
<title>پارلمان نیوز</title>
<link>http://www.parlemannews.com</link>
<description>پایگاه خبری فراکسیون خط امام (ره)، مجلس شورای اسلامی</description>

<item>
  <title>عباسعلی نورا نماینده مردم زابل و زهک در مجلس شورای اسلامی : نمی توان ادعا کرد که اوضاع خوب است</title>
  <description><![CDATA[<P> بحث دولت این است که می گوید پول نقدی به مردم می دهد ؛ اما بداند اگر تمام ثروت ایران را هم توزیع کند ، رفاه ایجاد نمی شود و باید اقتصاد درست شود </P>
<P>عباسعلی نورا نماینده مردم زابل و زهک در مجلس شورای اسلامی گفت: صنعت کشور بعد از نوسان ارزی با چالش مواجه شده و اگر بسته ای حمایتی از صنایع را دولت سریعا اجرا نکند ، قطع یقین حجم وسیعی از کارگران بیکار خواهند شد. </P>
<P>عضو کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: با توجه به نوسانات پیش آمده که تاثیر زیادی در نرخ های داخلی گذاشته است ، در بازار ارز باید نوسانات کنترل شود و بسته حمایتی برای صنایع تولیدی ، خصوصا جایی که بخش عظیم کارگران مشغول به کارند ، در دستور کار قرار گیرد. </P>
<P>عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی افزود: اگر به جز بسته هدفمندی برای صنعت ، بسته حمایتی تعبیه نشود و دولت چاره اندیشی نکند ، متاسفانه آینده خوبی برای صنعت پیش بینی نمی کنیم و به بیکاری هم دامن زده می شود. </P>
<P>وی گفت: درباره اظهار نظر رییس جمهور درباره اینکه مردم ایران در رفاه هستند هم باید گفت ، در اینکه رفاه عمومی نسبت به گذشته ارتقا پیدا کرده است حرفی نداریم ، اما این رفاه عمومی با اهداف نظام جمهوری اسلامی فاصله دارد. </P>
<P>نورا تصریح کرد: نگاه نظام ، زدودن همه مشکلات اقتصادی کشور است و نمی توانیم با این شرایط ادعا کنیم به هدف نظام و اهداف چشم انداز رسیده ایم؛ در سند چشم انداز نرخ بیکاری باید یک رقمی می شد ، تورم یک رقمی می شد و رشد اقتصادی به 8 درصد می رسید. </P>
<P>عضو کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس ادامه داد: وقتی به شاخص های اقتصادی دست پیدا نمی کنی و رشد نقدینگی متعارف نیست ، نظام اقتصادی کشور تحت تاثیر این شاخص ها قرار می گیرد و چشم انداز رفاه عمومی مردم نیز نمی تواند تحقق یابد. </P>
<P>وی گفت: وقتی مرکز آمار ایران عددی را در نرخ بیکاری فارغ التحصیلان اعلام می کند که بحران را نشان می دهد و نشان می دهد فارغ التحصیلان ، از وضعیت اقتصادی خوبی برخوردار نیستند و اگر چاره ای نیندیشند نمی توانیم ادعا کنیم که اوضاع خوب است. </P>
<P>نورا خاطرنشان کرد: بحث دولت این است که می گوید پول نقدی به مردم می دهد ؛ اما بداند اگر تمام ثروت ایران را هم توزیع کند ، رفاه ایجاد نمی شود و باید اقتصاد درست شود. </P>
<P>وی گفت: وقتی مردم در رفاهند که امکانات بهداشتی ، حمل و نقل ، رفاهی ، آموزشی ، آینده فرزندان و حداقل های زندگی برای مردم فراهم شود و علی الخصوص اشتغال ؛ تا وقتی مشکل اشتغال حل نشود ، نمی توان گفت اقتصاد پر رونقی داریم. </P>
<P>نورا افزود: راه حل این اوضاع ارزی در کشور این است که دولت اقتصادش را با نظام بازار تنظیم کند و خود را جدا از بازار نداند و بتواند نقدینگی را جمع کند و در اختیار خود بگیرد. </P>
<P>وی گفت: اینکه دولت بگوید ذخایر ارزی و طلای خوبی دارد ، قبول ؛ اما در کنار اینها باید بتوانیم تا سفته بازی و دلال بازی در جامعه از بین برود و تنها راه آن ایجاد نشدن بازار زیرزمینی و سیاه است. </P>
<P>نورا ادامه داد: دولت باید التهاب بازار را پر کند ، مردم نگرانند که ارزش پولشان کاهش یابد ، که هجوم آورده اند به بازار طلا و ارز ؛ اگر بدانند این گونه نیست هجوم نمی آورند و قیمت ها بر می گردد به قیمت بین المللی. </P>
<P>به گزارش اعتدال، وی افزود: ما می گوییم جامعه دچار گرانی انتظاری یا دیداری شده است که التهابات داخلی ، بیرونی و دست های پنهان به آن دامن می زند؛ این دستها در صورتی از بین می رود که دولت با نرخ روز پیش رود. </P>
<P>نورا گفت: دولت با انفعالی 20 تا 30 روزه موجب شد تا بازار به اینجا برسد و اکنون نرخ ارز را تک نرخی کرد اما ما می گوییم دستوری نمی توان بازار را کنترل کرد . </P>]]></description>
  <link>http://feed.parlemannews.com/index.aspx?n=16210</link>
</item>

<item>
  <title>فاضل موسوی عضو فراکسیون خط امام مجلس:دولت درک درستی از وضعیت اقتصادی کشور ندارد</title>
  <description><![CDATA[<P>سید فاضل موسوی عضو فراکسیون خط امام مجلس:به استناد عقل، قانون و تعهد، نمایندگان در پیشگاه مردم متعهد شده‌اند تا همسو با برنامه‌های توسعه کشور و سند چشم‌انداز، ایران را در سال ۱۴۰۴ به کشور اول در منطقه برسانند. از این‌رو برنامه و سند بودجه کشور به‌عنوان عالی‌ترین سند مالی کشور از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌شود. </P>
<P>با توجه به این دو موضوع ما باید در سال ۱۴۰۴ کشور اول منطقه باشیم و تکلیف اینکه سند چه جایگاهی باید داشته باشد نیز مشخص است. به همین دلیل دولت وظیفه دارد به حکم قانون از ۱۵ آذر لایحه بودجه را تقدیم مجلس کند اما متاسفانه در هفت سال گذشته چنین اتفاقی نیافتاده و دولت همیشه در اعلام لایحه بودجه به مجلس تاخیر داشته است.<BR> <BR>این امر از دو حالت خارج نیست یا دولت نسبت به وظیفه خود آشنا نیست یا توان کارشناسی در این اندازه‌ها را ندارد که بتواند در موعد مقرر قانون را تنظیم و تهیه کند. در هر صورت آن چیزی که خروجی عمل دولت را نشان می‌دهد رفتار غیرمتعهدانه نسبت به مرکز تصمیم‌گیری و قانونگذاری یعنی مجلس است و البته این رفتار نیز نتیجه عملکرد خود مجلس است که نظارت کافی و لازم را در حوزه مسوولیت خود انجام نمی‌دهد.<BR> <BR>با عنایت به وضع تورم موجود و مشکلاتی که درخصوص قیمت ارز و سکه به وجود آمده باید برنامه بودجه کشور منسجم‌تر و کارشناسانه‌تر تنظیم می‌شد اما اکنون مشاهده می‌کنیم که برنامه بودجه نه تنها افزایش نداشته که کاهش جدی نیز داشته و از همین جا مشخص می‌شود که چقدر لایحه بودجه واقع‌بینانه است. </P>
<P>اگر از زاویه دیگر نیز بخواهیم به این موضوع بپردازیم باید دقت کرد که قرار بود تا در برنامه‌های پنج‌ساله وابستگی به نفت کم شود اما متاسفانه این وابستگی نه تنها کم نشده که افزایش نیز پیدا کرده است. این خود گام جدی و بلندی در جهت فاصله گرفتن از برنامه سند چشم‌انداز است. </P>
<P>از آن طرف هم آقای احمدی‌نژاد درباره لایحه بودجه به‌گونه‌ای صحبت می‌کند که چندان جدی نیست و با جایگاه مجلس همخوانی ندارد، در نتیجه سالی که نکوست از بهارش پیداست. در حال حاضر در کشور ما بیکاری، تورم، رشد منفی اقتصاد، نوسان نرخ دلار و بدهی‌های دولت به بانک‌ها و همچنین تهدیدهای بین‌المللی در حد بسیار بالایی وجود دارد و دولت با مشکلات بسیاری روبه‌رو است و با این وضعیت موجود در تقدیم و دفاع از بودجه، آن‌گونه صحبت می‌کند. </P>
<P>همه اینها نشان می‌دهد که دولت درک درستی از وضعیت اقتصادی کشور ندارد. </P>
<P>همچنین دولت نه تنها لایحه بودجه را باید زودتر تقدیم می‌کرد بلکه برای اینکه بتواند لایحه را بهتر کند باید از ظرفیت‌های علمی کشور نظیر دانشگاه‌ها و کارشناسان نیز بیشتر استفاده می‌کرد. به زبانی دیگر به این شکل می‌شد فرصتی فراهم کرد که از ظرفیت کارشناسی بسیار بالای کشور استفاده درست و صحیح شود و قطعا کارشناسان ما نیز با درک صحیحی که از وضعیت کشور دارند حتما کمک می‌کردند.<BR> <BR>اما اکنون با توجه به اینکه این اتفاق رخ نداده مجلس باید در مرحله نخست فکری به حال دو، سه ماه نخست سال بکند و مبلغی را به صورت تنخواه در نظر بگیرد و مرحله بعد این است که مجلس سعی کند با همکاری دولت و ایجاد ظرفیت‌های لازم، در فرصت منطقی و جدی‌تر از آنچه که امروز مطرح شده به این مساله رسیدگی کند و تغییرات جدی و اصولی و ماهیتی را فراهم کند.<BR> <BR>با برنامه بودجه کنونی نمی‌توان انتظار داشت که کشور به سمت پویایی حرکت کند. مجلس باید بتواند ماهیت مردمی و دینی خود را نشان دهد و برنامه بودجه کشور را با توان‌فکری نمایندگان و کارشناسان تهیه کند تا سربلندی کشور و رفاه و توسعه مردم فراهم شود. <BR>شرق</P>]]></description>
  <link>http://feed.parlemannews.com/index.aspx?n=16209</link>
</item>

<item>
  <title>ارتش سوریه 'در حمص دست به کشتار زد' /قطعنامه شورای امنیت در حمایت از طرح صلح اتحادیه عرب تحت بررسی است</title>
  <description><![CDATA[<P>فعالان مخالف دولت در سوریه می‌گویند تهاجم گسترده ارتش به شهر حمص بیش از دویست کشته بر جای گذاشته است.</P>
<P>ساکنان شهر از گلوله‌باران وسیع منطقه خالدیه خبر داده اند.</P>
<P>در همین حال درخواست مستقیم کناره گیری اسد از پیش نویس قطعنامه سازمان ملل حذف شد. </P>
<P> آنها درباره صحنه های هرج و مرج صحبت کرده اند و می‌گویند چندین ساختمان تخریب شده و تانک ها و خمپاره‌اندازها به طور مرتب در حال آتش بوده‌اند.</P>
<P>اگر تعداد کشته‌شدگان به طور مستقل تایید شود، این مرگبارترین روز در ناآرامی های یازده ماهه سوریه خواهد بود.</P>
<P>هنوز هیچ منبع مستقلی این خبر را تایید نکرده و دولت سوریه نیز گلوله باران شهر را تکذیب کرده است.</P>
<P>در همین حال اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد امروز (۴ فوریه، ۱۵ بهمن) برای رای دادن به قطعنامه ای جهت پایان دادن به بحران سوریه آماده می‌شوند.</P>
<P>قطعنامه تحت بررسی در شورای امنیت در حمایت اصولی از طرح صلح اتحادیه عرب خواهد بود که از بشار اسد، رییس جمهوری سوریه می خواهد قدرت را به یکی از معاونانش تحویل دهد.</P>
<P>روسیه نسخه های قبلی این پیش‌نویس را رد کرده و حالا هم مشخص نیست که رای این کشور به این قطعنامه چه خواهد بود.</P>
<P>روز گذشته اعلام شد که دیپلمات های شورای امنیت سازمان ملل در تلاش برای جلب نظر روسیه از شدت خواسته های پیش نویس قطعنامه مربوط به خشونت های سوریه کم کرده اند.</P>
<P>در پیش نویس اصلاح شده تازه، اشارات مستقیم به درخواست کناره گیری بشار اسد رئیس جمهوری سوریه، که از بخش های اصلی طرح صلح اتحادیه عرب بود، حذف شده است.</P>
<P>روسیه استدلال کرده است که این درخواست باعث دخالت خارجی برای تغییر حکومت خواهد شد.</P>
<P>با این حال متن تازه همچنان از "تصمیم" اتحادیه عرب برای تسهیل انتقال قدرت سیاسی حمایت می کند.</P>
<P><STRONG><FONT color=#ff0000>حملات معترضان به سفارتخانه های سوریه</FONT></STRONG></P>
<P>در همین حال افراد معترض به خشونت های جاری سوریه به سفارتخانه های این کشور در چندین شهر جهان حمله کرده‌اند. </P>
<P>در قاهره، معترضان دروازه های سفارت سوریه را پایین آوردند، مبلمان سفارت را شکستند و بخش هایی از ساختمان سفارت را آتش زدند.</P>
<P>در آلمان، گروهی متشکل از دست کم ۲۰ نفر که تصور می شود سوری الاصل باشند، وارد سفارت شدند، عکس های بشار اسد را پاره کردند و روی دیوارهای سفارت شعار نوشتند.</P>
<P>تلویزیون آلمان تصویری از یک پرچم مقاومت سوریه نشان داده که از یکی از پنجره های سفارت این کشور در برلین آویزان شده بود. وزارت امور خارجه آلمان ضمن محکوم کردن اقدام معترضان، از سفیر سوریه عذرخواهی کرده است. هنگام حمله معترضان، سفیر سوریه در ساختمان بود.</P>
<P>در بریتانیا نیز پلیس می‌گوید عده ای را پس از ورود به سفارت سوریه در لندن دستگیر کرده است. حدود ۱۵۰ تظاهرکننده در مقابل سفارت جمع شده بودند. </P>
<P>بی بی سی</P>]]></description>
  <link>http://feed.parlemannews.com/index.aspx?n=16208</link>
</item>

<item>
  <title>سیدحسن خمینی:امروز جامعه ما با هزاران مشکل روبرو است/با مهربانی مشکلات مردم را رفع کنید و علاوه بر آن، سعی کنید اگر کینه ای در دل های آنها هست، رفع شود</title>
  <description><![CDATA[<P>سیدحسن خمینی گفت: امروز جامعه ما با هزاران مشکل روبرو است که راه حل همه آنها مهربانی است. در شرایطی که دشمنان بناحق، به نظام ما چشم دوخته اند، بزرگترین سلاح، گره خوردن دل ها با هم است.</P>
<P>به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران،  سیدحسن خمینی که در مراسم تجدید میثاق مدیران و کارکنان شهرداری تهران با رهبر کبیر انقلاب اسلامی سخن می گفت، با اشاره به روایت “ان فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرفوا لها”، اظهار داشت: در روزگار هر کسی نفحاتی وجود دارد که باید انسان ها خود را در معرض آن قرار دهند. این نسیم های ملایم در زندگی همه می وزند باید آنها را شناخت و قدر دانست.</P>
<P>وی اظهار داشت: این نفحات، گاهی برای یک نفر می وزد مثل عطار نیشابوری که یک درویش با مرگ آسان خود به او نفحه ای بخشید که جان او را شیفته کرد. او به دنبال مبانی معرفتی رفت و عطار شد.</P>
<P>سیدحسن خمینی ادامه داد: گاهی هم نفحات، اجتماعی است و برای همه جامعه را دربرمی گیرد. انقلاب شکوهمند ما یکی از این نفحات است و تحول بزرگی در جان همه مردم ایجاد کرد.</P>
<P>وی افزود: انقلاب اسلامی اگرچه در عرصه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی تحول آفرید اما بخش بزرگ این تحول، آنجا صورت گرفت که تک تک مردم را تحت تاثیر قرار داد. انقلاب از دل نظام فاسد شاهنشاهی، طوفانی به پا کرد و از درون آن منجلاب، گل هایی رشد داد که بعد از انقلاب حماسه های بزرگی آفریدید.</P>
<P>سید حسن خمینی خاطرنشان ساخت: امام یکی از نفحات اجتماعی ما بود آن درویش اگر با صحبت ساده و مرگ آسان خود، عطار را بیدار کرد، امام، با حیات و اندیشه های متعالی خود، مردم را بیدار کرد و یاد خد را در جامعه ما به سرانجام رساند.</P>
<P>وی در ادامه به تبیین وظایف پیروان امام پرداخت و اظهار داشت: امام تلالوی کوچکی از پیامبر گرامی اسلام است وقتی وظیفه اصحاب پیامبر معلوم می شود وظیفه ما هم معلوم است. پیامبر تاکید می کردند: رحماء بینهم. متاسفانه بسیاری از ما این را فراموش کرده ایم. تاکیدی که تنها درباره مسلمنان نیست مسیحیان نیز بدان سفارش شده اند.</P>
<P>سیدحسن خمینی با بیان اینکه همه هویت مسلمان، محبت و رحمت است گفت: روایت های زیادی از پیامبر وجود دارد که مدام رحمت و محبت را یادآوری می کند. می گوید با کسانی که در زمین هستند مهربان باشید تا کسی که در آسمان است به شما رحم کند.</P>
<P>وی اظهار داشت: کسانی که نسبت به بندگان خدا بغض دارند، در اشتباه بزرگی هستند اگر فکر می کنند خدا به آنان رحمت می کند.</P>
<P>نوه امام تاکید کرد: روایات بسیاری داریم که می گویند خدا را در لحظات شادی یاد کنید تا وقتی در دوران سختی قرار گرفتید، دعای شما استجابت شود.پیامبر به جان خود قسم می خورد که تنها مهربان ها وارد بهشت خواهند شد.</P>
<P>سیدحسن خمینی خاطرنشان ساخت: اگر می خواهید خدا با شما مهربان شود با مردم مهربان باشید. کسی که با مردم مهربان نیست، مهربانی نخواهد دید. کسی که نمی تواند دیگران را ببخشد بخشش نصیب او نخواهد شد. کسی که از اشتباهات دیگران نمی گذرد خدا از اشتباهات او نخواهد گذشت.</P>
<P>نوه امام ادامه داد: امروز جامعه ما با هزاران مشکل روبرو است که راه حل همه آنها مهربانی است. در شرایطی که دشمنان بناحق، به نظام ما چشم دوخته اند، بزرگترین سلاح، گره خوردن دل ها با هم است. اگر چنین باشد، نه این دشمن که صدبرابر آن نیز، نمی تواند به کشور آسیب بزند.</P>
<P>سیدحسن خمینی در ادامه خطاب به کارکنان شهرداری تهران گفت: شما که در شهرداری تهران هستید همواره با مردم روبرو هستید با مردم مهربان باشید کسانی که به شما مراجعه می کنند حتما مشکلاتی دارند. با مهربانی مشکلات آنها را رفع کنید و علاوه بر آن، سعی کنید اگر کینه ای در دل های آنها هست، رفع شود بدانید که دل آمیخته با بغض و کینه به جایی نمی رسد.</P>
<P> </P>
<P> </P>]]></description>
  <link>http://feed.parlemannews.com/index.aspx?n=16207</link>
</item>

<item>
  <title>مجمع مدرسین و محققین: منتقدان دلسوز، محبوس یا منزوی شده اند</title>
  <description><![CDATA[<P>مجمع مدرسین محققین حوزه علمیه قم با صدور بیانیه ای ضمن تبریک سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی نسبت به روند سیاستهای جاری که باعث انحراف از اهداف انقلاب شده است، هشدار داده است. در این بیانیه با توجه به تقارن بیست و دوم بهمن امسال با هفته وحدت و ولادت پیامبر عظیم الشأن، مجمع از حاکمیت خواسته است که تعالیم آن بزرگوار را در جهت تحقق وحدت و اجرای عدالت، نقد پذیری حاکمیت و تحقق کرامت و آزادی انسان فراروی خود قراردهد.</P>
<P>به گزارش پایگاه اطلاع رسانی این مجمع، در این بیانیه آمده است: کسانی که به عنوان متهم یا محکوم سیاسی در حصر و حبس می باشند آیا در دادگاهی عادلانه و با حضور هیأت منصفه و به­ طور قانونی محاکمه شده­ اند یا جناح­ بندی­های سیاسی، که در سال­های اخیر شدت گرفته، در دستگاه قضایی اثر گذاشته و باعث شده­است که منتقدان دلسوز، محبوس یا منزوی شوند؟ آیا ملت ایران تا چه حد به دستگاه قضایی اعتماد دارد و احساس امنیت می کند؟ آیا دادرسی و رسیدگی به پرونده­ها در شأن نظام جمهوری اسلامی انجام می شود؟</P>
<P>در این بیانیه همچنین آمده است: متأسفانه ما شاهدیم که در چند سال اخیر نقش مردم در تعیین سرنوشت خویش بسیار محدود شده­ است، که نمونه­ بارز آن در سلیقه­ ای کردن انتخابات است. به دنبال این محدودیت­ها، تصمیم­گیری­های غیرکارشناسانه در اداره کشور گرفته شده که در عرصه­های مختلف مصایب و مشکلات به­بارآورده است. در این سالگرد پیروزی شایسته است ضمن تجلیل از دست­آوردهای بزرگ که در سی سال گذشته داشته­ایم، نکاتی را در عرصه­های مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و قضایی در شرایط فعلی، که از آثار کم­رنگ شدن نقش جمهوریت نظام است، به نقد و تحلیل گزاریم.</P>
<P>متن کامل این بیانیه در پی می آید.<BR>بسم الله الرحمن الرحیم</P>
<P>إن الله لایغیّر ما بقوم حتی یغیّروا ما بأنفسهم (رعد، ۱۱)</P>
<P>ملت شریف و بزرگوار ایران که در سال ۱۳۵۷ انقلاب شکوهمند خود را به رهبری امام خمینی به پیروزی رساند، اهداف و آرمانی را دنبال می کرد که رژیم پیشین در تضاد و تقابل با آن قرارداشت. بی­شک یکی از اهداف بزرگ این انقلاب، رهایی از استبداد و استعمار و به دست آوردن عزت، آزادی و استقلال بوده است. ملت ایران به دلیل مسلمان بودن، آزادی و استقلال خود را در تحقق جمهوری اسلامی می دید. از این جا بود که، برای نخستین بار در این کشور جمهوریت و اسلامیت در کنار هم قرار گرفت و نظام سیاسی کنونی ایران پدیدآمد.</P>
<P>نقش اسلام، مردم، احزاب و مطبوعات در رسمیت بخشیدن به نظام در جای جای گفته­ها و نوشته­های مرحوم امام خمینی (قده) و قانون اساسی به­خوبی آشکار است. از روزهای نخست پیروزی، قدرت های بزرگ که منافع خود را از دست رفته می دیدند در صدد بر آمدند تا نظام نوپای اسلامی را از مسیر اصلی خود منحرف کنند. ملت ایران بسیاری از این توطئه­ ها و ترفندها را پشت سر گذاشت. اما کسانی که از داخل، جمهوریت و نقش مردم را در تضاد با عقاید یا منافع خود می دیدند، تلاش کردند تا نقش جمهوریت نظام را کمرنگ و محدود سازند. از­این­رو احزاب، مطبوعات و انتخابات را پدیده­ای غربی و غیر اسلامی تلقی می کردند و مشروعیت حکومت را تنها در نصب می دیدند. متأسفانه ما شاهدیم که در چند سال اخیر نقش مردم در تعیین سرنوشت خویش بسیار محدود شده­ است، که نمونه­ بارز آن در سلیقه­ ای کردن انتخابات است. به دنبال این محدودیت­ها، تصمیم­گیری­های غیرکارشناسانه در اداره کشور گرفته شده که در عرصه­های مختلف مصایب و مشکلات به­بارآورده است. در این سالگرد پیروزی شایسته است ضمن تجلیل از دست­آوردهای بزرگ که در سی سال گذشته داشته­ایم، نکاتی را در عرصه­ های مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و قضایی در شرایط فعلی، که از آثار کم­رنگ شدن نقش جمهوریت نظام است، به نقد و تحلیل گزاریم.</P>
<P>۱٫ حوزه اجتماعی و اخلاقی. یکی از اهداف بزرگ پیامبر اسلام و تعالیم قرآن تأمین امنیت اجتماعی و اخلاقی است. رسالت پیامبر اسلام تتمیم مکارم اخلاق بوده است. انقلاب اسلامی در راستای تحقق اخلاق اسلامی صورت گرفت. سؤال این است که جامعه ما نسبت به هنجارهای اخلاقی و ارزش­های دینی در چه فاصله ای ایستاده­ است؟ در چند سال اخیر که بیشترین شعارهای دینی در رسانه­ های عمومی و سخنرانی­ها به گوش رسیده است آیا آمار جرایم تا چه میزان کاهش یافته است؟ آیا آمار اعتیاد، طلاق، قتل و سایر مسایل اخلاقی افزایش یافته یا رو به کاهش است؟ آیا به تعهداتی که مسئولین با مردم داشته­ اند و سخنانی که گفته­ اند تا چه میزان عمل شده­ است؟ آیا بازده هزینه­های کلان تبلیغاتی و تأثیر آن در جامعه رضایت­بخش است؟ اگر پاسخ پرسش­های فوق منفی است، جادارد در این سالگرد انقلاب یک آسیب شناسی جدی و عملی از سوی کارشناسان صورت بگیرد.</P>
<P>۲٫ حوزه فرهنگی. آمار تولید کتاب، فیلم، مطبوعات و سایر مقولات فرهنگی و هنری گویای این است که ما در حوزه فرهنگ دچار نقص­های زیادی بوده­ایم. ممکن است از لحاظ کمیت آمار و گزارش­های خوبی ارائه شود اما از لحاظ کیفیت دچار افت و تنزّل بوده­ایم. بسیاری از برنامه­های مذهبی که از رسانه­های عمومی پخش می شود محتوای درستی ندارد و غالبا توأم با تحجر و خرافات است و نسل جوان را از دین گریزان می کند. در حوزه هنر، تلاش بر این است که استقلال از هنرمندان گرفته شود.</P>
<P>۳٫ حوزه اقتصادی. با وجود درآمدهای ارزی بی­سابقه در سال­های اخیر، به علت بی اعتنایی به نظام کارشناسی و حذف بعضی از نهاد­های آن، فقدان روند درست تصمیم­گیری، بی­انضباطی شدید مالی دولت و عدم پای­بندی به قانون، مجرای هزینه این درآمدها از نظر سازمان­های ناظر مالی کشور روشن نیست. با وجود درآمد ارزی یادشده، ظرفیت­های اقتصادی و فضای کسب و کار کشور نه تنها بهبود نیافته، بلکه تخریب نیز شده­است. مروری بر عملکرد متغیرهایی مانند رشد اقتصادی، سرمایه­گذاری، تورم، بی­کاری، کاهش ارزش پولی و… گواهی بر این مدعاست. جادارد در این ایام، بار دیگر به ارزیابی علمی کارکرد اقتصادی در سال­های اخیر پرداخته شود؛ مشکلات و علل وضعیت تلخ کشاورزی، صنعت، تجارت و به­ویژه واردات بی­رویه مورد بررسی قرار گیرد و از دلایل علمی وقوع اختلاس در نظام بانکی، خصوصی سازی­ها، ورشکستگی برخی از صنایع، فشار شدید بر کارگران و… سؤال شود.</P>
<P>۴٫ حوزه قضا. بنیادی­ترین نهاد یک کشور دستگاه قضایی آن کشور است که باید عادل و مستقل باشد. امنیت، جان، مال، ناموس و حقوق مردم در گرو عدالت و استقلال این قوه است. امام علی (ع) در دوران خلافت خود با حضور در دادگاه به عنوان متهم اهمیت استقلال دستگاه قضا را به همه بشریت گوشزد کرد. جادارد در این سالگرد انقلاب بنگریم که دستگاه قضایی ما از لحاظ استقلال و عدالت در کجا ایستاده­است؟ کسانی که به عنوان متهم یا محکوم سیاسی در حصر و حبس می باشند آیا در دادگاهی عادلانه و با حضور هیأت منصفه و به­ طور قانونی محاکمه شده­ اند یا جناح­بندی­های سیاسی، که در سال­های اخیر شدت گرفته، در دستگاه قضایی اثر گذاشته و باعث شده­ است که منتقدان دلسوز، محبوس یا منزوی شوند؟ آیا ملت ایران تا چه حد به دستگاه قضایی اعتماد دارد و احساس امنیت می کند؟ آیا دادرسی و رسیدگی به پرونده­ ها در شأن نظام جمهوری اسلامی انجام می شود؟</P>
<P>مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ضمن تبریک سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی روند کشور را به شکل کنونی نگران کننده می بیند و از مسئولان و کارشناسان می خواهد در کنار تجلیل از انقلاب و دست­آوردهای آن آسیب­ها و نقصان­ها را به نقد و تحلیل گزارند؛ نخبگان و ناقدان را به رسانه­ها دعوت کنند تا عملکرد مسئولان را بی­طرفانه بررسی کنند و مسئولان با سعه صدر به آن­­ها گوش دهند و عمل کنند؛ از قوه قضائیه می خواهد تا با حفظ استقلال و عدالت در پرونده زندانیان سیاسی تجدید نظر کند تا بی­گناهی در حصر و حبس نماند؛ هم­چنین، از قوای نظامی و انتظامی کشور می خواهد تا بر اساس توصیه مؤکّد امام از ورود در مناقشات سیاسی خودداری کنند.</P>
<P>با توجه به تقارن بیست و دوم بهمن امسال با هفته وحدت و ولادت پیامبر عظیم الشأن انتظار می رود تعالیم آن بزرگوار را در جهت تحقق وحدت و اجرای عدالت، نقد پذیری حاکمیت و تحقق کرامت و آزادی انسان فراروی خود قراردهیم و با ایجاد فضایی باز و هموار، همگان را در اداره کشور مشارکت دهیم تا به اهداف و آرمانی که ملت برای آن قیام کرده­است نزدیک­تر شویم.</P>
<P>مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم</P>
<P>۱۳/ ۱۱/ ۱۳۹۰<BR></P>]]></description>
  <link>http://feed.parlemannews.com/index.aspx?n=16206</link>
</item>

<item>
  <title>انتقاد هاشمی رفسنجانی از ماکت مقوایی امام و تحریف انقلاب در صدا و سیما</title>
  <description><![CDATA[<P>رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با تأکید بر عظمت انقلاب اسلامی ایران، ابراز امیدواری کرد برنامه‌های فرهنگی و تبلیغی این ایام توسط دستگاه‌های تبلیغی درخور و شأن و بزرگی آن باشد و از انجام برنامه‌های کم‌محتوا و سخیف مانند بی‌سلیقگی در استفاده از ماکت‌های مقوایی که بعضاً می‌تواند مورد اعتراض مردم فهیم و سوءاستفاده دشمنان انقلاب نیز قرار گیرد، خودداری شود.</P>
<P>در ابتدای این جلسه، آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، با تبریک ایام خجسته و بزرگ دهه فجر انقلاب اسلامی، پیروزی انقلاب اسلامی را افتخاری جاویدان برای تاریخ اسلام، تشیّع و ایران دانست.</P>
<P>وی افزود: دستگاه‌های تبلیغاتی و رسانه‌های همگانی به ویژه رسانه ملی وظیفه ملی و تاریخی سنگینی در جلوگیری از تحریف تاریخ انقلاب و معرفی درست و واقعی دستاوردهای انقلاب اسلامی دارند و انتظار می‌رود برنامه‌ریزی‌های مناسب و درخور شأن مناسب‌تری برای این ایام تدارک دیده شود.</P>
<P>آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، با توجه به تأثیر زیاد حضور مردم در صحنه‌های مختلف انقلاب اسلامی، به راهپیمایی یوم‌الله ۲۲ بهمن اشاره کرد و گفت: حضور حماسی و همه‌جانبه تمامی آحاد مردم در این راهپیمایی که مورد تأکید رهبری در خطبه‌های نماز جمعه نیز قرار گرفت، حاکی از عمق عشق و وفاداری مردم به انقلاب و نظام اسلامی است و اثبات می‌کند که تفکر انقلابی مردم پس از گذشت ۳۲ سال از انقلاب اسلامی همچنان با طراوت ماند و کهنه نشده است.</P>
<P>رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با دعوت از مردم سراسر کشور برای حضور حماسی در راهپیمایی سراسری یوم‌الله ۲۲ بهمن، این حضور را پاسخ مناسبی به مجموعه تهدیدها و تحریم‌های دشمنان علیه انقلاب اسلامی دانست.<BR></P>]]></description>
  <link>http://feed.parlemannews.com/index.aspx?n=16205</link>
</item>

<item>
  <title>صباح زنگنه: تنگه هرمز اعراب را با غرب همراه کرد</title>
  <description><![CDATA[<P>طرح مسئله بستن تنگه هرمز از سوی برخی مقامات ایرانی عکس العمل های مختلفی را نه تنها میان کشورهای مختلف، بلکه حتی در بین مقامات ایرانی در پی داشته است. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که بیش از همه از احتمال چنین اقدامی که باعث ایجاد اختلال در صادرات آن ها خواهد شد، نگران هستند با کشورهای غربی که نگران تامین انرژی و بالارفتن قیمت نفت هستند، موضعی مشابه دارند. شاید همین نگرانی مشترک نیز باعث شده است که مقامات کویتی از هماهنگی کشورهای حاشیه خلیج فارس با ناوهای خارجی حاضر در این منطقه برای واکنش به بسته شدن احتمالی تنگه هرمز سخن به میان آورند.</P>
<P>دیپلماسی ایرانی این مسئله را در گفت و گو با صباح زنگنه، کارشناس مسائل خاورمیانه بررسی کرده است:</P>
<P><STRONG><FONT color=#ff0000> هفته گذشته از سوی مقامات کویتی خبری مبنی بر هماهنگی کشورهای حاشیه خلیج فارس با ناوهای خارجی حاضر در منطقه برای واکنش به بسته شدن احتمالی تنگه هرمز منتشر شد. به نظر شما انتشار این خبر با چه هدفی صورت گرفته است؟</FONT></STRONG></P>
<P> ناوهایی که به منطقه آمده اند، قاعدتا با هماهنگی کشورهای حاشیه خلیج فارس وارد این منطقه شده اند و این کشورها برای این که احساس امنیت بیشتری داشته باشند یا به مردم خود چنین القا کنند که در امنیت هستند، به این نوع هماهنگی ها دست می زنند. از طرف دیگر کشورهای غربی به دنبال بهره گیری از نقدینگی این کشورها هستند تا بتوانند بخشی از بحران اقتصادی و مالی خود را به این ترتیب رفع و رجوع کنند. مجموعه ای از این مسائل منجر به ایجاد شرایط جدید شده و طبعا طرح مسائل شعاری نیز ممکن است به این فضا دامن بزند.</P>
<P>به هر حال وضعیت به وجود آمده محصول تلاش غرب برای ایران هراسی در منطقه و عکس العمل کشورهای منطقه به دنبال آن است. هم زمان با این شرایط کشورهای غربی از امکانات مالی و ذخایر ارزی این کشورها استفاده می کنند تا بتوانند بحران خود را تا حدودی تخفیف دهند.</P>
<P><STRONG><FONT color=#ff0000> ایران همواره تلاش کرده است تا سیاست به حداقل رساندن تنش با کشورهای عربی را دنبال کند و به آن ها نشان دهد تهدیدی از طرف ایران متوجه این کشورها نیست. چرا این سیاست ایران در قبال کشورهای عربی نتیجه بخش نبوده است؟</FONT></STRONG></P>
<P> به هر حال ایجاد اعتماد یک روند است که نیازمند استفاده از سیاست های درست و گفتمان های درست و ترتیبات صحیح است. چنین روندی است که می تواند اعتماد را ایجاد و توازن را برقرار کند. ظاهرا کشورهای همسایه نیز تلاشی در جهت برقراری اعتماد و ایجاد پل های اعتماد سازی صورت نگرفته است.</P>
<P> <STRONG><FONT color=#ff0000>بعد از طرح مسئله بسته شدن تنگه هرمز، خبرهای متناوبی از حرکت ناوهای نظامی کشورهای غربی به خلیج فارس منتشر می شود. بحثی که از طرف ایران در خصوص بستن تنگه هرمز مطرح شده است، تا چه حد برای غرب فرصت ایجاد کرده تا از این فضا علیه ایران استفاده کند؟</FONT></STRONG></P>
<P> بله؛ متاسفانه غرب بهره زیادی از طرح مسئله بسته شدن تنگه هرمز برده است. بعید نیست حتی غرب مایل بوده که شرایط به چنین مرحله ای برسد تا بتوانند استفاده های خود را از این شرایط ببرند.</P>
<P><STRONG><FONT color=#ff0000> یعنی هم استفاده نظامی و هم استفاده های اقتصادی؟</FONT></STRONG></P>
<P> بله؛ استفاده های نظامی، استفاده های امنیتی و در راس امور استفاده اقتصادی.</P>
<P><STRONG><FONT color=#ff0000> با توجه به شرایط پیش آمده، به نظر شما ایران در این فضا باید چه سیاستی را پیش بگیرد؟</FONT></STRONG></P>
<P> تنها راه ممکن گفت و گو با همه کشورها و تاکید بر سیاست های همیشگی ایران است. ایران همیشه خود را متعهد به حفظ صلح و ثبات در منطقه می داند و بر سلامت رفت و آمد کشتی های نفتی و تجاری در منطقه تعهد دارد.</P>
<P> <STRONG><FONT color=#ff0000>با توجه به شرایط به وجود آمده، امکان چنین گفت و گویی فراهم است؟</FONT></STRONG></P>
<P> الان با هزینه و زحمت بیشتری چنین گفت و گویی امکان پذیر خواهد بود. اگر این کار یعنی تلاش برای اعتماد سازی و گفت و گو چند ماه پیش انجام گرفته بود، شرایط به این جا کشیده نمی شد و با هزینه و زحمت کمتری می توانست نتیجه بخش باشد.</P>
<P> </P>]]></description>
  <link>http://feed.parlemannews.com/index.aspx?n=16204</link>
</item>

<item>
  <title>حسین راغفر: مساله فقر در فضاي غبارآلود اقتصاد كشور به حاشيه رانده شده است</title>
  <description><![CDATA[<P>بی‌شک یکی از آرمان‌های انقلاب سال ۵۷ توسعه متوازن اقتصاد، برقراری عدالت اجتماعی و کاهش فقر در کشور بود. آرمانی که به نظر می‌رسد به‌رغم تمامی اقدامات صورت‌گرفته توفیق چندانی در رسیدن به آن حاصل نشده است چرا که به گفته حسین راغفر، تدوین‌کننده نقشه فقر کشور، شرایط جنگ در سال‌های ابتدایی جمهوری اسلامی و بی‌تدبیری در سال‌های پس از آن نه تنها فقر را کاهش نداده بلکه بررسی وضعیت معیشت مردم و نگاهی به آمار بیکاری و تورم نشان‌دهنده گسترش بی‌سابقه فقر در جامعه است. وی معتقد است تداوم این روند آیندگان را با چالش‌های بسیاری روبه‌رو خواهد کرد. متن گفت‌وگوی «شرق» با راغفر را در ادامه می‌خوانید:</P>
<P><STRONG><FONT color=#ff0000>چرا باوجود تمامی اقدامات صورت‌گرفته، توفیق چندانی در کاهش فقر حاصل نشده است؟</FONT></STRONG></P>
<P>به نظر من به جز ایام جنگ، هیچ‌وقت سیاست و برنامه‌ای برای فقرزدایی وجود نداشته و تمامی برنامه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشور متاثر از درآمدهای نفتی بوده است. البته اگر درآمدهای نفتی با خردورزی و سرمایه‌گذاری همراه می‌شد، می‌توانست زمینه‌ساز توسعه و تبدیل‌شدن به قطب اقتصادی منطقه باشد ولی به واسطه برخی عوامل موجبات عقب‌ماندگی و عدم توسعه مناسب اقتصادی فراهم شد. بی‌برنامگی در استفاده از درآمدهای نفتی و سایر منابع در کنار تصمیم‌گیری‌های فاقد پشتوانه علمی و عملی دولت‌ها در نهایت به گسترش فقر ختم شد.</P>
<P>برخلاف فرمایش‌های شما ما در سال‌های اخیر شاهد اقداماتی از جمله توزیع سهام عدالت، اعطای تسهیلات به تمامی اقشار جامعه، راه‌سازی، برق‌رسانی و… بوده‌ایم.<BR>توجه داشته باشید مهم‌ترین عامل تاثیر‌گذار در کاهش نابرابری و فقرزدایی مساله تولید است. دولت وقتی می‌تواند مدعی شود سیاست‌های فقرزدایی را مورد توجه قرار داده است که برنامه‌هایی مبتنی بر تولید و اشتغال‌زایی را به اجرا گذاشته باشد. در حال حاضر ما شاهد گسترش رکود در بسیاری از بخش‌ها هستیم. در شرایطی که تعداد زیادی از کارخانه‌ها و واحدهای تولیدی به نفع دلال‌ها و واردکنندگان تعطیل شده‌اند، نمی‌توان دم از توسعه تولید و ایجاد اشتغال پایدار زد.</P>
<P><STRONG><FONT color=#ff0000>امروزه چه تعریفی از فقر وجود دارد و دلیل شما برای گسترش آن چیست؟</FONT></STRONG></P>
<P>افراد، خانواده‌ها و گروه‌های جمعیتی را زمانی می‌توان فقیر به حساب آورد که با فقدان منابع برای کسب انواع رژیم‌های غذایی، مشارکت در فعالیت‌ها و شرایط و امکانات معمول زندگی، مواجه باشند. در سال‌های پس از انقلاب، جنگ تحمیلی اجازه برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری در این زمینه را به دولت نداد. پس از جنگ نیز به واسطه اجرای شتاب‌زده سیاست‌های تعدیل اقتصادی، فقر نه‌تنها کاهش نیافت بلکه فقر احساسی نیز به بالاترین میزان خود رسید. پس از این دوران اما سیاست‌های اقتصادی دولت توانست گسترش فقر را متوقف کند اما پس از پایان این دوران آهنگ رشد فقر شتاب بیشتری به خود گرفت. با در نظر گرفتن این مهم، در سال‌های اخیر با واقعیتی به اسم رکود مواجه بودیم که نتیجه آن بیکاری، فقدان درآمد و افزایش نابرابری و در کنار آن گسترش فقر بوده است.</P>
<P><STRONG><FONT color=#ff0000>اما آمارهای منتشر شده گفته‌های شما را رد می‌کند. در این رابطه چه توضیحی دارید؟</FONT></STRONG></P>
<P>یکی از آمارهای منتشر شده در این رابطه ضریب جینی یا همان نابرابری است. دولت با استناد به این آمار معتقد است در سال ۸۷ نابرابری نسبت به سال قبل آن کاهش داشته است اما در این مورد شبهه‌هایی وجود دارد که از آن جمله می‌توان به نرخ بالای تورم در سال ۸۷ که بیش از ۵/۲۴درصد بوده است اشاره کرد. با توجه به رشد همزمان و هماهنگ نابرابری با تورم، ادعای دولت مبنی بر کاهش نابرابری و تحقق پایین‌ترین نرخ نابرابری در سه‌دهه اخیر مورد تردید است. در بحث فقر نمی‌توان با اعلام آمارهای گوناگون بر واقعیت‌های موجود سرپوش گذاشت چراکه تبعات گسترش فقر و کاهش نابرابری یا بالعکس، در اقتصاد خانواده‌ها تاثیر مستقیم دارد و این واقعیت را نمی‌توان با آمار و ارقام تغییر داد.</P>
<P><FONT color=#ff0000><STRONG>رشد فقر در جامعه چه پیامدهایی را به‌دنبال خواهد داشت؟</STRONG></FONT></P>
<P>اگر این روند تداوم پیدا کند زیان‌های غیرقابل جبرانی برای نسل‌های آینده به بار خواهد آورد. در صورت توقف روند فعلی و بهبود اوضاع تا ۲۰ سال آینده شاهد پیامدهای تلخ این واقعیت انکارناپذیر خواهیم بود و در صورت عدم کنترل این روند و تداوم آن، تا چند نسل بعدی نیز تاوان بی‌برنامگی‌های گذشتگان خود را خواهند داد. امروز مساله فقر در فضای غبارآلود اقتصاد کشور به حاشیه رانده شده است و برای جلوگیری از پیامدهای اجتماعی باید تدبیری اندیشید.<BR></P>]]></description>
  <link>http://feed.parlemannews.com/index.aspx?n=16202</link>
</item>

<item>
  <title>روسیه: قطعنامه شورای امنیت سوریه را گرفتار جنگ داخلی می کند</title>
  <description><![CDATA[<P>روسیه نسبت به صدور قطعنامه ای که قرار بود (سه شنبه ۳۱ ژانویه) در شورای امنیت سازمان ملل مورد بررسی قرار بگیرد، هشدار داده و گفته است چنین اقدامی غیرقابل قبول بوده و می تواند به جنگ داخلی در این کشور منجر شود.</P>
<P>در همین رابطه گنادی گاتیلوف، معاون وزیر خارجه روسیه گفته است این قطعنامه که از بشار اسد، رئیس جمهور سوریه خواسته شده تا از قدرت کناره گیری کند، راه را برای مداخله احتمالی کشورهای خارجی به سوریه باز می کند.</P>
<P>این قطعنامه به پیشنهاد اتحادیه عرب تهیه شده و دولت سوریه را به دلیل اعمال خشونت و نقض حقوق بشر محکوم می کند.</P>
<P>کشورهای غربی امیدوارند که روسیه به عنوان نزدیکترین متحد سوریه درجریان رای گیری شورای امنیت دست کم به جای وتو، به آن رای ممتنع بدهد.پیش نویس قطعنامه شورای امنیت شدیدا نقض حقوق بشر توسط دولت سوریه را محکوم می کند و از همه گروهها می خواهد هر چه سریع تر خشونت را کنار بگذارند. </P>
<P>در این پیش نویس از کشورهایی که به سوریه سلاح می دهند، خواسته شده تا کار خود را متوقف کنند اما سوریه را تحت تحریم سلاح قرار نمی دهد.</P>
<P>در همین حال دولت سوریه می گوید پس از سه روز درگیری نیروهای دولتی موفق شده اند تا مخالفان را از حومه دمشق بیرون کنند.این در حالی است که نیروهای مخالف می گویند به دلایل استراتژیک از پایتخت عقب نشینی کرده اند و به زودی حملاتی را آغاز خواهند کرد.</P>
<P>فعالان ضد دولتی ازحمله نیروهای نظامی به شهرک های آربین و زملکا که به مرکز دمشق نزدیکتر است، خبر داده اند.به گفته معترضان ضد دولتی در جریان درگیری هایی اخیر در سوریه، یکصد نفر کشته و ۳۷ نفر مجروح شده اند.بنا به گزارش سازمان ملل متحد، از آغاز درگیریها در سوریه تا کنون، ۵۴۰۰ نفر جان خود را از دست داده اند.<BR></P>]]></description>
  <link>http://feed.parlemannews.com/index.aspx?n=16201</link>
</item>

<item>
  <title>مخالفان اسد، پیشنهاد روسیه برای میانجی‌گری را رد کردند</title>
  <description><![CDATA[<P>ائتلاف مخالفان حکومت بشار اسد، موسوم به شورای ملی سوریه، پیشنهاد روسیه برای میزبانی مذاکرات صلح بین آنها و دولت اسد را رد کرده است.</P>
<P>پیش از این مقام های روسیه خبر داده بودند که دولت سوریه با پیشنهاد مذاکره در مسکو موافقت کرده است.اما شب دوشنبه، برهان غلیون، رهبر شورای ملی مخالفان حکومت سوریه تاکید کرد که مذاکره تنها بعد از کناره گیری بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه، از قدرت قابل قبول خواهد بود.</P>
<P>آقای غلیون از روسیه خواست اجازه ندهد که سوریه از حمایت روس ها برای "سرکوب مردم" استفاده کند.روز سه شنبه، شورای امنیت سازمان ملل متحد، جلسه ای دارد که قرار است در آن متن قطعنامه پیشنهادی اتحادیه عرب درباره سوریه بررسی شود.</P>
<P>این قطعنامه که آمریکا، بریتانیا و فرانسه هم از آن حمایت می کنند، از آقای اسد می خواهد که قدرت را به یکی از معاونان خود واگذار کند تا او دولت وحدت ملی تشکیل دهد.از هم اکنون روسیه گفته که با این قطعنامه مخالف است. آن را عادلانه نمی داند و در آن "احتمال دخالت" در امور سوریه را می بیند.</P>
<P>برهان غلیون اما می گوید که کنار رفتن رئیس جمهوری سوریه اولین شرط برای انجام گفتگوهاست، چون از نظر او "هر نوع قطعنامه شورای امنیت که به ریاست جمهوری فردی که به طور مستمر اراده مردم خودش را نادیده گرفته و به سوء استفاده از قدرت خود ادامه داده، راه حلی عملگرایانه نخواهد بود و فضای لازم برای برگزاری مذاکرات آرام سیاسی را فراهم نخواهد کرد"او می گوید که اگر آقای اسد در قدرت باشد و این گفتگوها انجام شود، آن وقت او فرصت خواهد داشت تا "به اقدامات خود ادامه دهد" که به گفته آقای غلیون به "جنگ داخلی" در سوریه منجر می شود.</P>
<P>همزمان فعالان سیاسی مخالف دولت سوریه از این کشور گزارش داده اند که در روز دوشنبه، نیروهای دولتی ۹۵ نفر را در سراسر کشور از جمله در شهرهای حمص و دمشق کشته اند.سخنگوی کاخ سفید روز دوشنبه از کشورهای جهان خواست تا نسبت خود را با سوریه مشخص کنند که آیا می خواهند همراه "بی رحمی" حکومت سوریه باشند یا نه.سخنگوی کاخ سفید گفت که بشار اسد عنان کشور را از دست داده است و اینکه اسد "رفتنی است".<BR></P>]]></description>
  <link>http://feed.parlemannews.com/index.aspx?n=16200</link>
</item>

<item>
  <title>دیدار دبیرکل مجمع نیروهای خط امام با خانواده میرحسین و رهنورد؛سیدهادی خامنه ای: با صبر و توکل، تلخی و سختی این روزها می‌گذرد</title>
  <description><![CDATA[<P>حجت الاسلام والمسلمین سید هادی خامنه ای با فرزندان میر حسین موسوی دیدار کرد. این دیدار با حضور فرزندان و سایر اعضای خانواده مهندس میر حسین موسوی و دکتر زهرا رهنورد برگزار شد.</P>
<P>سید هادی خامنه ای با گرامیداشت یاد مرحوم حاج میر عباس موسوی و عرض تسلیت درگذشت عموی میرحسین موسوی گفت: مرحوم حاج میرعباس و برادرشان حاج میر اسماعیل (پدر میرحسین) از تجار و بازرگانان متدین و خیر تهران بودند که به واسطۀ نسبت فامیلی با خانوادۀ ما معمولا در سفرهایی که به مشهد داشتند و به دیدار پدرما می آمدند یا سفرهایی که ما به تهران داشتیم آنها را می دیدیم و خاطرات بسیار شیرینی از هر دو نفر داریم.وی افزود: اعضای این خانواده به رغم برخورداری از امکان مادی همواره تلاش کردند با حفظ اصالت های فرهنگی و دینی از زندگی تجملاتی و تشریفاتی رویگردان باشند و سطح زندگی خود را هم سطح مردم عادی قرار داده و در امور خیریه و عام المنفعه فعال باشند.</P>
<P>دبیرکل مجمع نیروهای خط امام افزود: به یاد دارم از ۵۰ سال قبل که گاهی به حجرۀ مرحوم حاج میراسماعیل می رفتم، کتاب های دینی و مذهبی هم در آنجا مشاهده می شد. و پیدا بود که در محیط کار از مطالعه غافل نیست. جالب این که چاپ اول تفسیر المیزان در محل کار ایشان وجود داشت و از همین مساله می شد عمق نگاه فرهنگی آن مرحوم را دید.وی با اشاره به خاطره ای از دیدار با میرحسین موسوی گفت: وقتی در سال ۵۶ از زندان آزاد شدم، پس از چند سال که آقای میرحسین را ندیده بودم، ایشان تماس گرفت و دعوت کرد که به منزلشان بروم. اتفاقا تعدادی از نیروهای سیاسی و مبارز را هم ایشان به این میهمانی دعوت کرده بود. آن جلسه و مباحث مطرح در آن از خاطرات فراموش نشدنی من از آن روزهاست.</P>
<P>این نمایندۀ سابق مجلس با اشاره به خدمات میرحسین موسوی در سال های جنگ تحمیلی گفت: ادارۀ کشور در آن سال ها کاری استثنایی بود که شاید از عهدۀ کسی غیر از میرحسین برنمی آمد.این روحانی اصلاح طلب با تاکید بر توان مدیریتی، اجرایی و تخصصی میرحسین افزود: آقای موسوی همواره نگاهی همه جانبه به امور داشت و در بسیاری از مواقع از حق خود نیز می گذشت و همین توان و تعهد بود که موجب رضایت و اعتماد امام می شد.</P>
<P>حجت الاسلام و المسلمین سیدهادی خامنه ای مواضع مهندس موسوی در ایام انتخابات را سندی ماندگار در بیان کاستی های موجود و چشم انداز آینده دانست و گفت :مباحثی که در ایام انتخابات مطرح شد، همگی کارشناسانه و حاکی از تسلط آقای موسوی به حوزه های مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بود.</P>
<P>وی با اظهار خرسندی از این دیدار گفت به هر میزان اهداف بزرگتر و متعالی تر باشد زحمات و سختی ها برای رسیدن به این اهداف نیز بیشتر است. جمع شما فرزندان و این خانواده اهل علم و فضل و هنر هستید و ان شاء الله این ایام را با صبوری و توکل بر خدا پشت سر خواهید گذارد. من امیدوارم تلخی ها و سختی های این روزها هر چه زودتر با آزادی آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد به شیرینی مبدل گردد.<BR></P>]]></description>
  <link>http://feed.parlemannews.com/index.aspx?n=16199</link>
</item>

<item>
  <title>پیام تسلیت فراکسیون خط امام مجلس شورای اسلامی در پی رحلت  آیت الله سیدمحمد هاشم دستغیب</title>
  <description><![CDATA[<P> فراکسیون خط امام مجلس شورای اسلامی در پی رحلت  آیت الله سیدمحمد هاشم دستغیب ،فرزند شهید محراب، آیت‌الله دستغیب، پیام تسلیتی خطاب به آیت الله علی محمد دستغیب و احمدرضا دستغیب نماینده اصلاح طلب مجلس شورای اسلامی  صادر کرد.</P>
<P>در این پیام برای خاندان معزز و مومن دستغیب که همیشه در صف اول خدمت به ملت عزیز ایران حضوری خالصانه و صادقانه داشته و از این بابت صدماتی نیز متحمل شدند آرزوی سلامتی و ادامه توفیق شده است.</P>
<P>متن پیام تسلیت فراکسیون خط امام به این شرح است:</P>
<P align=center><STRONG><FONT color=#006400>انا لله و انا اليه راجعون</FONT></STRONG></P>
<P><STRONG><FONT size=4>حضرت آيت الله العظمي سيد علي محمد دستغيب نماينده محترم مردم استان فارس در مجلس خبرگان</FONT></STRONG></P>
<P><STRONG><FONT size=4>جناب آقاي مهندس سيد احمد رضا دستغيب نماينده مردم شيراز و عضو هيئت رئيسه كميسيون صنايع ومعادن مجلس شوراي اسلامي</FONT></STRONG></P>
<P align=right><STRONG>ارتحال عالم رباني وفقيه مجاهد حضرت آيت الله حاج سيد محمد هاشم دستغيب فرزند شهيد محراب حضرت آيت الله دستغيب و پدر شهيد محمد تقي دستغيب كه از شاگردان مبرزو ممتاز حضرت امام خميني (ره) در نجف اشرف بوده  و سالها عمر بابركت خويش را صرف پيشبرد اهداف انقلاب اسلامي و مبارزه با ظلم ودفاع از حق و مظلوم نمود را تسليت مي گوئيم.</STRONG></P>
<P align=right><STRONG>اين فراكسيون براي خاندان معزز، مومن و بزرگ دستغيب كه هميشه در صف اول خدمت به ملت عزيز ايران حضوري خالصانه و صادقانه داشته و از اين بابت صدماتي نيز متحمل شده اند آرزوي سلامتي  و توفيق روز افزون مسئلت دارد.</STRONG></P>
<P align=left><STRONG><FONT color=#006400 size=4>فراكسيون خط امام مجلس شوراي اسلامي</FONT></STRONG><BR></P>
<P>سید محمدهاشم دستغیب، یادگار شهید محراب آیت‌الله سیدعبدالحسین دستغیب، در سن ۷۰ سالگی درگذشت.وی پس از تحصیل علوم دینی در حوزه‌های علمیه نجف و قم، با مبارزات گروه‌های انقلابی و فعالیت‌ها و روشنگری‌های پدر شهیدش همراه و به همین دلیل چند بار از سوی ماموران رژیم پهلوی بازداشت و روانه زندان شده بود.<BR></P>
<P>وی از چند روز قبل به دلیل عارضه قلبی، در بخش آی‌سی‌یو بیمارستانی در شیراز بستری شده بود.</P>
<P>پیکر مرحوم آیت الله سید محمدهاشم دستغیب، ساعت ۹ صبح روز دوشنبه از مقابل مسجد جامع عتیق شیراز ـ محل سخنرانی‌های شهید دستغیب و اقامه نماز مرحوم سید محمدهاشم دستغیب ـ به سمت حرم شاه‌چراغ تشییع  شد.<BR></P>]]></description>
  <link>http://feed.parlemannews.com/index.aspx?n=16198</link>
</item>

<item>
  <title>اشکهای یک فقیه</title>
  <description><![CDATA[<P><STRONG><FONT color=#ff0000>جمیله کدیور</FONT></STRONG><BR> <BR>پیام این اشکها روی دیگرِ سکه اجتهادات و فتاوی آیه الله صانعی درباره حقوق زنان است.<BR> <BR>تصویر اشکهای آیت الله العظمی صانعی در سوگ همسرش، روانشاد خانم شفیعی بسیار گویا و تاثربرانگیز بود؛ تصویری ماندگار که بر کتیبه دلها نقش می بندد .</P>
<P>آیت الله صانعی  بیش از هر مرجع تقلیدی به حقوق زنان توجه کرده است. زن که همواره در ادبیات، سیاست، تاریخ، اجتماع، فقه و حقوق انسان درجه دوم محسوب شده و می شود و به عبارت دیگر همواره در حاشیه مرد(همسر، برادر، پسر) قرار گرفته، با فتاوی شجاعانه و کارشناسانه ایشان ، در مرکز و مدار زندگی جامعه ایرانی قرار گرفت و با نگاه تازه ای که به حقوق زنان مطرح شد، بسیاری از ناگفته های فقهی که نیاز امروز نسل جوان و دختران امروز و مادران فرداست پاسخ داده شد. فتاوی ای همچون ارث زن از همه اموالِ همسر و ارث تمام اموال مرد توسط زن در صورت نبود ورثه دیگر، تساوی قصاص، شرایط طلاق زن، ازدواج مجدد و موقت فقط در شرایط خاص، برابری دیه زن و مرد، عدم شرط مرد بودن برای قضاوت، مرجعیت و سایر مناصب حکومتی، اولویت ولایت مادر بر پدربزرگ در غیاب پدر و...از جمله کارهای درخشان و ماندگار آیت الله صانعی در حوزه فقه و حقوق زنان است و آثار برجاماندنی آن، نه فقط در مجامع علمی و دانشگاهی، محافل حقوق بشری، بلکه در زندگی روزمره افراد عادی جامعه نیز بتدریج نمایان شده است.</P>
<P>وقتی چهره گریان ایشان را در فراق و سوگ همسر دیدم، دریافتم برخلاف اکثر آقایان مراجع که معمولا خانم را در اندرونی خانه نگاه می دارند؛ و کمتر دیده شده است که مرجع تقلیدی با همسر خود در خیابان شانه به شانه هم راه بروند؛ یا مرجع تقلیدی اسم همسر خویش را به زبان بیاورد و یا از همسرش در جمعی عمومی یا خصوصی یاد کند - چه رسد به اینکه مواضع شجاعانه در مورد زنان و حقوق از یاد رفته و فراموش شده آنان داشته باشد- ؛ اکنون مرجعی از صمیم دل و آشکارا در سوگ همسرش می گرید.</P>
<P>بدون تردید، پیام این اشکها روی دیگر سکه اجتهادات و فتاوی آیه الله صانعی در باره حقوق زنان است. فتاوی ای که جسارت بیان آن در کمتر مرجعی دیده شده است. به عبارت دیگر ایشان نه تنها به لحاظ نظری و پژوهشی در باره حقوق زنان اندیشیده اند و فتاوی تازه و ابتکاری مطرح کرده اند بلکه خود در حفظ و مراعات حقوق همسرشان سنگ تمام گذاشته اند. و با آن باورها زندگی کرده اند و تئوری را در عمل پیاده کرده اند.</P>
<P>ایشان یک بار هم از مهندس موسوی تجلیل کردند که دست همسرش را می گیرد و در جمع مردم ظاهر می شود.</P>
<P>فیلم مستندی که چندسال قبل تلویزیون الجزیره در باره زندگی آیه الله صانعی ساخته بود را یکبار دیگر دیدم. در بخشی از فیلم ایشان کارهای معمول خانه را درحالیکه همسر بیمارشان در کنار سفره نشسته اند، انجام می دهند. ایشان وسایل سفره را یکی یکی می آوردند... درست همان کارهایی که تا کنون حوزه اختصاصی زنان و خلاف شئونات نه فقط مرجعیت - که حتی خلاف شئونات مردان در بسیاری از خانواده ها آنهم در مقابل چشم دیگران - تلقی شده و می شود.</P>
<P>پیامبر اسلام که در آستانه میلاد پربرکتش هستیم، رابطه گرم و صمیمانه با همسر را نشانه کمال ایمان می دانست. جای آن دارد که اشکهای سوزناک آیت الله صانعی در فقدان همسرش را با نگاهی جدید بازخوانی کنیم .<BR></P>]]></description>
  <link>http://feed.parlemannews.com/index.aspx?n=16197</link>
</item>

<item>
  <title>مطهری:اصل نامه‌نگاری به رهبری را درست می‌دانم و حق هر شهروندی است که از مقام رهبری حضورا یا به وسیله نامه سؤال کند/بیماری امروز مجلس ایران نداشتن استقلال است/</title>
  <description><![CDATA[<P>اصل نامه‌نگاری رهبری را درست می‌دانم و حق هر شهروندی است که از مقام رهبری حضورا یا به وسیله نامه سؤال کند، اما ادبیات نامه‌ها باید مودبانه و محترمانه باشد و باید به گونه‌ای عمل شود که ابهت و اقتدار رهبری شکسته نشود / معاند‌سازی برای نظام یک آفت است که متأسفانه اکنون به وسیله افراد فرصت‌طلب در حال اجرا است. </P>
<P>امروز عده‌ای که برای انقلاب اسلامی زحمتی نکشیده‌اند و قدر این انقلاب را نمی‌دانند و بسیاری از آنها سنشان اقتضا نمی‌کند که تاریخ این انقلاب را درست درک کرده باشند مدعی هستند که ما انقلابیون راستین هستیم و بقیه یا از مردودین‌اند یا از خواص بی‌بصیرت یا فتنه‌گر، در نتیجه بسیاری از انقلابیون، راستین و اولیه را به حاشیه رانده‌اند / بیماری امروز مجلس ایران نداشتن استقلال است / اگر در داخل همه با هم متحد باشیم غربی‌ها هیچ کاری نمی‌توانند بکنند، اما اگر روند دو سال گذشته ادامه داشته باشد و بخواهیم همه منتقدان را از قطار انقلاب پیاده کنیم و با معترضان برخورد خشن داشته باشیم متأسفانه باید کمی نگران بود. <BR>فرزند شهید مطهری تاکید کرد آنها که برای انقلاب زحمتی نکشیدهاند، توان حذف هاشمی را ندارند. </P>
<P>علی مطهری که میگفت این جریان در تلاش است تا آیت‌الله هاشمیرفسنجانی را از فضای سیاسی ایران حذف کند و برای رسیدن به این خواسته خود نشان داده که حاضر است دست به هر اقدامی بزند، افزود: اینها قادر به حذف آقای هاشمی از انقلاب نیستند. ایشان پایگاه اجتماعی خوبی دارد و مردم قدردان خدمتگزاران خود هستند. علت هجوم روانی و تبلیغاتی به ایشان ترس از اوست. </P>
<P>شاید نخستین کسی که آقای احمد‌ی‌نژاد را شناخت و احساس خطر کررد و نحوه مدیریت وی بر کشور را خطرناک توصیف کرد آقای هاشمی بود. </P>
<P>به گفته وی، تا زمانی که آیتالله هاشمیرفسنجانی به صحنه سیاسی برنگردد و مثلاً اقامه جمعه نکند بحران سیاسی اخیر تمام نمی‌شود، چون نقطه نظرات ایشان عادلانه و واقع بینانه است. </P>
<P>گزیده سخنان مطهری در گفتوگو با ملت ما را در ادامه بخوانید: </P>
<P>• آنچه درباره جریان موسوم به «انحرافی» مسلم است این است که آقایان مشایی و احمدی‌نژاد عقاید درباره مسائل فرهنگی دارند که با مبانی اسلامی و آرمان‌های انقلاب اسلامی سازگار نیست. البته پرداختن به تمدن ایران قبل از اسلام با همه نقاط مثبت و منفی آن به عنوان یک واقعیت تاریخی اشکالی ندارد، اما اینها از این کار‌ها هدف سیاسی دارند. به تعبیر رهبر انقلاب چرا به افتخارات ایران و تمدن بزرگ بعد از اسلام نمی‌پردازید. </P>
<P><BR>• بخشی از وضع ناهنجار فرهنگی ما ناشی از این عقیده آقایان مشایی و احمدی‌نژاد است که متأسفانه سکان اجرایی کشور در دست آنهاست. این تفکر آنها شبیه تفکر دولت‌های سکولار است که می‌گویند ما در قبال اخلاق و رفتار و عقاید مردم مسئولیتی نداریم. </P>
<P><BR>• آقایان مشایی و احمدینژاد از یکدیگر جدایی‌ناپذیرند و عقایدشان عین هم است و این که افراد و گروه‌هایی مانند جبهه پایداری می‌گویند انحرافات، ناشی از مشایی است و ما احمدی‌نژاد را قبول داریم اما مشایی را نه، یه طنز بیشتر نیست. مشکل اینها این است که احساس خود‌کفایی در شناخت اسلام دارند و در نتیجه احساس بی‌نیازی از روحانیت به عنوان کارشناس دین و مرجع اسلام شناسی دارند. در نتیجه اهمیتی برای مراجع تقلید و به طور کلی روحانیت قائل نیستند و خودشان براساس شرایط روز و مصالحی که تشخیص می‌دهند تصمیم می‌گیرند و از این جهت شباهتی به گروه‌های منحرف قبل از انقلاب همچون حجتیه دارند. </P>
<P><BR>• معاند‌سازی برای نظام یک آفت است که متأسفانه اکنون به وسیله افراد فرصت‌طلب در حال اجرا است. </P>
<P>• امروز عده‌ای که برای انقلاب اسلامی زحمتی نکشیده‌اند و قدر این انقلاب را نمی‌دانند و بسیاری از آنها سنشان اقتضا نمی‌کند که تاریخ این انقلاب را درست درک کرده باشند مدعی هستند که ما انقلابیون راستین هستیم و بقیه یا از مرد و دین‌اند یا از خواص بی‌بصیرت یا فتنه‌گر، در نتیجه بسیاری از انقلابیون، راستین و اولیه را به حاشیه رانده‌اند و همچنان به کار خود ادامه می‌دهند تا سرشان به سنگ بخورد. برای توجیه کارشان هم به شبیه‌سازی با تاریخ صدر اسلام می‌پردازند که فلانی مانند طلحه است و فلانی مانند زبیر و دیگری مانند عایشه و از این قبیل . اینها در واقع فرصت طلبانی هستند که صرفاً دنبال قدرتند. سوابق آنها هم نشان می‌دهد که از تقوای درستی برخوردار نیستند و صرفاً دنبال هوای نفسشان هستند. با اینها باید مبارزه کرد و چهره واقعی‌شان نفسشان هستند. با اینها باید مبارزه کرد و چهره واقعی‌شان را برای مردم اشکار کرد. متأسفانه چون اینها در پشت نقاب دفاع از ولایت فقیه پنهان می‌شوند بخشی از مردم عوام، فریب اینها را می‌خورند. باید به جامعه آگاهی بخشی کرد. </P>
<P><BR>• به برکت اصل ولایت فقیه بعید است که به راحتی بتوانند روحانیت را از سیاست و حکومت حذف کنند. روحانیت باید اصلاً از درون را انجام دهد و نقص‌های خود را برطرف کند. اینکه برخی از مراجع تقلید و علمای بزرگ درباره بسیاری از انحرافات و بد رفتار‌ی‌ها سکوت می‌کنند. به ضرر روحانیت است به تعبیر شهید آیت‌الله مطهری پرچم اصلاحات باید در دست روحانیت باشد تا روشنفکران غریزده پرچمدار اصلاحات اجتماعی نشوند در پاسخ به سؤال شما فرضا روحانیت از سیاست و حکومت حذف شود، انقلاب در مدت کوتاهی مسیر خود را عوض خواهد کرد و در دامان غرب خواهد افتاد. </P>
<P><BR>• روشن است که سپاه باید کار خود را که ماهیت نظامی دارد انجام دهد. البته سپاه وظیفه حفظ انقلاب اسلامی و دفاع از آرمان‌های آن را نی زدارد ولی این به این معنا نیست که پست‌های اقتصادی و سیاسی را نیز در اختیار بگیرد و مثلاً در هر انتخاباتی نظر بدهد که ما با فلان کاندیدا موافق هستیم یا نیستیم، اینها باعث انحراف و فساد و تفرقه سپاه می‌شود و با فلسفه وجودی سپاه منافات دارد. </P>
<P><BR>• بیماری امروز مجلس ایران نداشتن استقلال است که بخشی از آن ناشی از برداشت غلط از اصل ولایت فقیه است و بخش دیگر ناشی از ترس از رد صلاحیت‌ها به خاطر عقیده و اظهار‌نظر‌ است. نماینده نباید ترسی از اظهار‌نظر داشته باشد و باد بتواند مطابق قانون اساسی درباره همه امور کشور نظر بدهد و انتقاد کند. </P>
<P><BR>• اوایل که فضا خیلی سنگین بود، برخی از نمایندگان می‌گفتند اگر ما طرح سؤال از رئیس جمهور را امضا کنیم دفتر ما را در شهرستان به هم می‌ریزند یا در نماز جمعه علیه ما شعار می‌دهند یا شیشه‌های دفتر را می‌شکنند یعنی یک رعبی میان نمایندگان وجود داشت اما به تدریج و با افزایش تخلفات و خصوصاً بعد از خانه‌نشینی رئیس‌جمهور فضا باز‌تر شد و خیلی از نمایندگان هم به حرف من رسیدند، تا جایی که پیش من می‌آمدند و می‌گفتند شما چطور از قبل توانستی اینها را بشناسی؟! </P>
<P><BR>• ولایت فقیه ولایت مکتب و ایدئولوژی است، ولایت اسلام و فقه است نه ولایت شخص. طبیعی است که عده‌‌ای از این اصل مانند بسیاری زا مقولات دیگر مثل آزادی سو‌استفاده کنند و به بهانه دفاع از ولایت فقیه اهداف خود را دنبال کنند. مردم باید اولا برداشت درستی از ولایت فقیه داشته باشند تا مصلحان را به جای معاندان دفع نکنند و ثانیاً فریب فرصت‌طلبان را که پشت این اصل پنهان می‌شوند و اهداف شخصی را دنبال می‌کنند نخورند. </P>
<P><BR>• اصل نامه‌نگاری رهبری را درست می‌دانم و حق هر شهروندی است که از مقام رهبری حضورا یا به وسیله نامه سؤال کند، اما ادبیات نامه‌ها باید مودبانه و محترمانه باشد و باید به گونه‌ای عمل شود که ابهت و اقتدار رهبری شکسته نشود، چون این مطلب که از رهبر فرمان و از مردم اجرا و به سر دویدن، نعمت بزرگی است که در سایه اصل امامت و ولایت فقیه به دست آمده و غربی‌ها از آن وحشت دارند رهبر انقلاب هم نشان داده‌اند که به سئوالات و انتقاد با روی باز پاسخ می‌دهند و بارها اعلام کرده‌اند که رهبری هم انتقاد‌پذیر و پاسخگوست. منتها گاهی مرید‌ها و اطرافیان یک شخصیت کار را خراب می‌کنند چون تمایل به بت‌سازی و عدم پاسخگویی آن شخصیت دارند. ضمنا ما باید مسائل را با هم مخلوط نکنیم. ممکن است کسی سئوالی و حتی انتقادی از رهبری داشته باشد و در عین حال مطیع ایشان باشد. </P>
<P><BR>• اگر در داخل همه با هم متحد باشیم غربی‌ها هیچ کاری نمی‌توانند بکنند، اما اگر روند دو سال گذشته ادامه داشته باشد و بخواهیم همه منتقدان را از قطار انقلاب پیاده کنیم و با معترضان برخورد خشن داشته باشیم متأسفانه باید کمی نگران بود. </P>
<P> </P>]]></description>
  <link>http://feed.parlemannews.com/index.aspx?n=16196</link>
</item>

<item>
  <title>زیباکلام: سیاست خارجی منفعل کشور از از نبود استراتژی کلان و بلند مدت رنج می برد</title>
  <description><![CDATA[<P>به گفته یک کار‌شناس سیاست خارجی، دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی دولت با رویکرد واکنشی، منفعل است و به شدت از نبود استراتژی کلان و بلند مدت رنج می‌برد.<BR>صادق زیباکلام، استاد دانشگاه با بیان این مطلب گفت: من فکر می‌کنم بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا به امروز شاید کمتر مقطعی را بتوان پیدا کرد و نام برد که سیاست خارجی و دیپلماسی دولت تا این اندازه منفعل و بی‌تفاوت در خصوص پیشبرد منافع ملی بوده باشد.</P>
<P>وی با بیان اینکه سیاست خارجی دولت احمدی نژاد که از سال ۸۴ قدرت را در اختیار گرفته تا به امروز، عملکرد مثبت و قابل قبولی نداشته است گفت: اگر می‌شد به شکلی و با معیارهای جایگاه جمهوری اسلامی ایران را در عرصه بین الملل پیش از به قدرت رسیدن دولت نهم و دهم و پس از آن اندازی گیری کرد، قطعا به این پاسخ می‌رسیم که در دوران دولت‌های نهم و دهم، این جایگاه رشد که نداشته هیچ، به شدت هم تنزل پیدا کرده است.</P>
<P>این کار‌شناس روابط بین الملل با تاکید بر اینکه این تنزل جایگاه ایران در عرصه بین المللی را به اشکال مختلف می‌توان دید گفت: به عنوان مثال با نگاهی به روابط کنونی و گذشته جمهوری اسلامی با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، همسایگان ایران، کشورهای اروپایی، قدرت‌های مستقل جهانی همچون هند، ژاپن و… می‌توان متوجه شد که این رابطه در طول ۶ سال گذشته روند نزولی را داشته است تا آنجا که در برخی موارد این رابطه سیری از دوستی به تقابل و از تقابل به تخاصم را طی کرده است.</P>
<P>به گزارش فرارو، زیباکلام گفت: جالب آنجا است که در ماه‌های گذشته یعنی پس از بروز نا‌آرامی‌ها در خاورمیانه و شمال آفریقا که به بهار عربی شهره شد، ایران هیچگاه نتوانست از طریق دولت و دستگاه سیاست خارجی و دیپلماسی خود با انقلابیون و معترضان اسلامگرا در این کشور‌ها رابطه دوستانه‌ای برقرار کند تا سیاست‌های خود را در این کشورهای پی ریزی و دنبال کند.</P>
<P>وی با بیان اینکه ویژگی دیگر دیپلماسی و سیاست خارجی دولت اصولگرای محمود احمدی‌نژاد «واکنشی» بودن آن است گفت: همه هنر دیپلماسی دولت به نظاره نشستن صحنه سیاست خارجی و واکنش نشان دادن به کنش‌های است که در آن بروز پیدا می‌کند.</P>
<P>این استاد دانشگاه گفت: به طور مثال چندی پیش اتحادیه اروپا تصمیم گرفت تا نفت ایران را تحریم کند پیش از آنکه این تحریم به تصویب برسد به دلیل نبود طرح و برنامه هیچ اقدام و رایزنی در دستور کار قرار نگرفت و تنها سیاست سکوت در قبال آن پیش گرفته شد اما به محض تصویب این تحریم مجلس و دولت نسبت به آن واکنش نشان دادند و اعلام کردند که باید پیش از اعمال تحریم‌ها، صدور نفت ایران به اروپا متوقف شود.</P>
<P>زیباکلام گفت: بر این اساس فارغ از ارزش گذاری‌ها نسبت به سیاست واکنشی، درست یا نادرست بودن آن، این سیاست در دولت نهم و دهم به یک استراتژی تبدیل شده است که این استراتژی‌ها معمولا در غیاب طرح و برنامه کلان در دستور کار قرار خواهد گرفت.</P>
<P>این کار‌شناس روابط بین الملل تصریح کرد: در چنین شرایطی است که مثلا وقتی دور تازه‌ای از تحریم‌ها و اعمال محدودیت‌های غرب در قبال ایران در دستور کار قرار می‌گیرد دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی تا دقیقه ۹۰ دست روی دست می‌گذارد بدون آنکه کوچک‌ترین اقدام پیشگیرانه‌ای داشته باشد منتظر می‌ماند تا با بروز عملی، عکس العملی از خود نشان دهد.</P>
<P>وی افزود: وقتی پس از تصویب تحریم نفت توسط اتحادیه اروپا آن هم با ارایه تضمین جایگزینی نفت ایران توسط کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، معاون عربی و آفریقایی وزارت امور خارجه به برخی از این کشور‌ها سفر می‌کند تا آن‌ها را برای همراهی نکردن با غرب متقاعد کند، همین اقدام حکایت از نبود تدبیر، نگاه بلند مدت و استراتژی کلان و حاکم بودن سیاست واکنشی در وزارت امور خارجه دولت دارد.</P>
<P>زیباکلام گفت: تحریم نفت توسط اتحادیه اروپا یک پروسه حدود دو تا سه ماهه را طی کرد که در طول این دوران یک فرد معمولی در ایران هم به این یقین رسیده بود که این اتحادیه قطعا تحریم مورد نظر را به تصویب خواهد رساند با این حال تنها فرد یا گروهی که این موضوع را متوجه نشد و یا نخواست متوجه شود و باور کند ساکنان مستقر در وزارت خارجه دولت ایران بودند.</P>
<P>وی افزود: اگر اینگونه نبود لااقل کمترین تلاش را برای متقاعد کردن کشورهای اروپایی دست به گریبان با بحران اقتصادی که به نفت جمهوری اسلامی ایران هم محتاج هستند را به کار می‌بستند و با رایزنی و تشویق، آن‌ها را متقاعد می‌کردند که با تحریم نفت ایران همراهی نکنند.</P>
<P>زیباکلام تصریح کرد: یا می‌توانست اقدام مشابه‌ای در قبال کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که از ابتدای طرح تحریم نفت مدعی شدند که قادر به ارایه تضمین‌های لازم برای جایگزنی نفت ایران هستیم در دستور کار قرار گیرد و با تاکید بر حسن همجواری آن‌ها را از ارایه این تضمین‌ها منصرف کند.</P>
<P>این کار‌شناس روابط بین الملل گفت: با این حال وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران نه اکنون که در طول ۶ سال گذشته همواره در قبال تحولات ملی، منطقه‌ای و بین المللی، دست روی دست گذاشته است و وقتی که فرصت‌ها یکی پس از دیگری از دست رفته است به فکر چاره اندیشی می‌افتد که در ‌‌نهایت یک واکنش نه چندان کارآمد از خود نشان خواهد داد.<BR></P>]]></description>
  <link>http://feed.parlemannews.com/index.aspx?n=16195</link>
</item>

<item>
  <title>گورباچف خواستار همه پرسی برای پایان دادن به استبداد پوتین شد</title>
  <description><![CDATA[<P>“میخاییل گورباچف “آخرین رییس جمهور شوروی سابق، خواستار برگزاری همه پرسی برای  پایان دادن به آن چیزی شد که وی آن را استبداد ولادیمیر پوتین نامید </P>
<P>گورباچف گفت موج اعتراضات علیه پوتین نخست وزیرروسیه نشان می دهد که مردم خواهان تغییر در نظام سیاسی این کشورهستند .</P>
<P>سخنان گورباچف در حالی است که روز شنبه حدود ۱۵ هزار تن از طرفداران پوتین که عمدتا کارگر بودند ، در شهر یکاترینبورگ به طرفداری از انتخاب مجدد وی به ریاست جمهوری دست به تظاهرات زدند .</P>
<P>انتخابات ریاست جمهوری روسیه دو ماه دیگر برگزار می شود و ولادیمیر پوتین به عنوان نامزد حزب حاکم روسیه در این انتخابات ثبت نام کرده است .<BR></P>]]></description>
  <link>http://feed.parlemannews.com/index.aspx?n=16194</link>
</item>

<item>
  <title>خاتمی: حکومت بدون رای مردم اعتبار ندارد؛ بازخواست کردن از حاکمان حق جامعه است/جز با حاکمیت مردم بر سرنوشت خود چیزی آرام نمی گیرد</title>
  <description><![CDATA[<P>رییس جمهور سابق کشورمان با این باور که ” جمهوری خواهی و خواست مردم سالاری یک تقدیر تاریخی است”، تقدس گرایی کسانی که در زمان و مکان محدودند را رد می کند و معتقد است که تحمیل چنین تقدسی  با “هزینه های گزاف” بر جامعه ایجاد مشکل می کند.</P>
<P>سید محمد خاتمی در گفت و گوی تفصیلی با سایت بنیاد آثار نشر اندیشه های شیهد بهشتی می گوید: در عین حال اینکه کسانی که مقدس نیستند، مطلق نیستند و در زمان و مکان محدودند، مقدس شوند یا اندیشه آنها مقدس شمرده شود، یا برداشتهای خاصی مقدس قلمداد شوند و این امر بر جامعه تحمیل بشود و هزینه‌های گزافی هم داشته باشد و تا آنجا پیش برود که حتی اعتراض کردن به این بشر هم خطا و جرم به حساب آید، این مناسبتی با امر قدسی ندارد.</P>
<P>وی توضیح می دهد:  امور غیر مقدسی که قدسی شده‌اند، وقتی بر جامعه تحمیل می‌شوند ایجاد مشکل می‌کنند. جهان بدون امر قدسی، جهان بی‌معنایی است، جهان بی‌هویتی است و به تعبیری که اگزیستانسیالیست‌ها می‌گویند جهانی پر از دلهره است. ولی به نظر ما جهان مطلوب، جهانی است که خداوند می‌گوید “لا خوف علیهم و لا هم یحزنون” نه حزنی در آن هست نه خوفی. جهان ما اگر متصل به امر قدسی مطلق نشود، همواره خوف و حزن در آن هست.</P>
<P>سیدمحمد خاتمی در آستانه سالگرد انقلاب اسلامی با تحلیلی از اندیشه امام خمینی در مورد ” جمهوری اسلامی ” توضیح می دهد:  عده‌ای ممکن است بگویند امام العیاذبالله برای فریب مردم جمهوری اسلامی را مطرح کرده‌اند! ولی من معتقدم امام مقتضیات زمان را درک کرده بود. یعنی زمان را، زمانی را دیده بود که جز با حاکمیت مردم بر سرنوشت خود چیزی آرام نمی گیرد.</P>
<P>او معتقد است که جمهوری خواهی و خواست مردم سالاری یک تقدیر تاریخی است و حاکمیت از آن مردم است و هیچ حکومت و قدرتی نیست که جز با اتکاء به رأی مردم دارای ارزش و اعتبار باشد و مردم می‌توانند از حاکمان بازخواست بکنند و بدون توسل به زور صاحب منصبان را جابه جا کنند و این تقدیر روزگار است.</P>
<P>سیدمحمد خاتمی بر این باور است که  میان شرق و غرب و دنیای اسلام و دیگر ممالک هم در این زمینه فرقی نیست. امواجی که امروز در خاورمیانه شاهد خروش آن هستیم طرف سلبی آن فقط برای رفع دیکتاتوری، خودکامگی، وضعیت‌های فوق‌العاده و سرکوب است و طرف ایجابی‌اش برگزاری انتخابات آزاد است. اینها همه مسلمانند، نماز می‌خوانند ولی خواهان استقرار مردم سالاری و رفع عقب ماندگی‌اند.</P>
<P>رییس جمهور اصلاحات ادامه می دهد: اتفاقاً من معتقدم یکی از روشن‌بینی‌های امام این بود که درک کرد زمان، زمانِ جمهوری است و جز این نمی‌تواند باشد. وقتی می‌گویید اسلامی، باید اسلامی که می‌گویید با جمهوریت سازگار باشد. نمی‌توانیم بگوییم جمهوری اسلامی ولی اسلامی را عرضه کنیم که هیچ اعتقادی به رأی و نظر و آزادی مردم نداشته باشد. من هنوز هم معتقدم چارچوبی که در آن نشست در هانوفر صحبت کردم در این تعریف می‌گنجد، گرچه حتماً در بعضی نقطه‌نظرهایم باید تغییراتی بدهم.<BR>وی می گوید: این بشر، بشر آزاد شده است. البته جباریت امر قدسی به این معنا نیست که انسانهای غیرمقدس خودشان را و کلامشان را قدسی میدانستند و مردم را مجبور می‌کردند که تابع آنها باشند و متأسفانه در مواجهه با این امر ناگوار، بسیاری از انسان‌های روزگار ما از اصل امر قدسی هم بریده‌اند.</P>
<P>خاتمی توضیح می دهد: این مسئله مهمی است که بدانیم امر قدسی وجود دارد، ولی امور غیر مقدسی که قدسی شده‌اند، وقتی بر جامعه تحمیل می‌شوند ایجاد مشکل می‌کنند. جهان بدون امر قدسی، جهان بی‌معنایی است، جهان بی‌هویتی است و به تعبیری که اگزیستانسیالیست‌ها می‌گویند جهانی پر از دلهره است. ولی به نظر ما جهان مطلوب، جهانی است که خداوند می‌گوید “لا خوف علیهم و لا هم یحزنون” نه حزنی در آن هست نه خوفی. جهان ما اگر متصل به امر قدسی مطلق نشود، همواره خوف و حزن در آن هست.</P>
<P> بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید آیت الله دکتر بهشتی در راستای پژوهش و تحقیق درباره طرح «روحانی تراز نوین» که به بررسی وظایف و اهداف و رسالت روحانیت در عصر جدید و آسیب‌شناسی وجوه مختلف آن اختصاص دارد، به سراغ سید محمد خاتمی رفته است تا علاوه بر شرح و توضیح تجربیات وی از سال‌ها تلاش در راه شناساندن اندیشه عمیق و اصیل اسلامی و نیز تلاش عملی در راه نشر اخلاق اسلامی، به بازگویی تفسیر خاتمی از شهید آیت الله دکتر بهشتی بپردازد و اندیشه و گفتار بهشتی را در آینه قول و سخن خاتمی به نسل امروز ارائه دهد. گفت‌وگو با خاتمی فرصت مغتنمی بود تا بتوان از خلال ادبیات و نگاه یکی از نزدیک‌ترین و شبیه‌ترین افراد  از نظر اندیشه به شهید دکتر بهشتی با مشی و مرام او دقیق‌تر و صریح‌تر آشنا شد و حتی سختی و صعوبت راه بهشتی و چون او زیستن و راه رفتن را بهتر دریافت.</P>
<P>گفت‌وگوی حاضر بخشی از این پروژه تحقیقی است که در سایت بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید آیت الله دکتر بهشتی منتشر شده است که با  هم می خوانیم.<BR>شهید بهشتی یک دوره چهارساله در هامبورگ فعالیت داشتند که به نوعی دوره باروری شخصیت اجتماعی ایشان به حساب می‌آید، اما وجوه شخصیت ایشان بزرگتر از آن است که بخواهیم آن را در قالب مرکز اسلامی هامبورگ ببینیم؛ ایشان را باید در افق وسیع تری دید.</P>
<P>آیت الله دکتر بهشتی، پنج سال در مرکز اسلامی هامبورگ حضور و فعالیت داشتند و پس از آن در امر تدوین کتابهای درسی دینی که به نظرم بسیار مهم و تأثیرگذار بود نقش محوری داشتند و بعد از پیروزی انقلاب در ساماندهی و شکل‌دهی نظام جمهوری اسلامی نقش کلیدی داشتند. همه اینها اموری است که در شناخت شخصیت ایشان می‌تواند مورد توجه قرار بگیرد. اما به نظر من خوب است حتی گسترده‌تر از این موارد صحبت کنیم. امروز وقتی از یک روحانی صحبت می‌کنیم، باید موقعیت آن روحانی را بسنجیم و ببینیم چه توقعی از او هست؟ و چه نقشی می‌تواند داشته باشد؟</P>
<P>امروز دین با چالش‌های بسیار سنگین و بزرگی مواجه است. بعد از ظهور پدیده مدرنیسم و مدرنیته در دنیا، دین با چالش‌های جدیدی روبه‌رو شده است که به هر حال متصدیان امر دین را هم بی‌نصیب نگذاشته است.</P>
<P>از دوران‌های گذشته نیز به یک معنی همیشه این مسئله مطرح بوده است که بین عقل و وحی چه رابطه‌ای و بین دین و دنیا چه نسبتی برقرار است؟ و نقشی که دین در زندگی این جهانی انسان دارد چیست؟ آیا اصلاً نقشی دارد؟ برخی خیال خود را راحت کردند؛ گفتند دین در این زمینه نقشی ندارد، به‌خصوص در این دنیای امروزی و مدرن؛ اما مسئله با این پاسخ حل نشد و نخواهد شد.<BR>این چالش‌ها همواره وجود داشته و در دنیای جدید چالش‌های جدیدتری هم به آن افزوده شده که منشأ پیدایش شخصیتهایی متفاوت از دیگران شده است؛ کسانی که در عین پایبندی به دین، در عین تسلط بر مبانی دینی، شخصیت‌های کاملاً متفاوتی نسبت به اسلاف خود داشته‌اند و به نظر من بزرگ‌ترین عاملی که سبب تفاوت چشم گیر این افراد نسبت به اسلاف خود شده، همین حساسیت و دل مشغولیشان به این سؤال بشر بوده که دین در زندگی این جهانی انسان چه کاره است؟ و دین در این دنیا چه کار می‌تواند بکند؟ دین در مصاف با آیین‌های دیگر و روشهای دیگر چه نقشی می‌تواند داشته باشد؟ و اصلاً اینکه ما دین را (به‌خصوص دین اسلام را) جاودانه می‌دانیم، لوازم این جاودانگی دین چیست؟ آیا دین جاودانه دینی است که فقط با یک سلسله مسائل خاص گذشته روبه‌رو است و به آن مسائل پاسخ می‌گوید؟ در حالی که زندگی انسان مدام در حال تغییر است و هر روز مسائل نو پیش روی بشر قرار می‌گیرد و دین جاودان باید بتواند مسائل جدید را شناخته، به هر یک پاسخی متناسب بدهد. اگر بخواهیم احکام دین در زندگی روزمره انسان امروزی جاری باشد، آیا این احکام فقط تکالیفی هستند که از طرف خداوند وضع شده‌اند تا نشان دهند چه کسانی مطیع‌اند و چه کسانی مطیع نیستند؟</P>
<P>آیا هدف ادیان بزرگ الهی همین بوده و هیچ نگاهی به زندگی آدمی نداشته‌اند؟ یا این احکام برای برآوردن نیازهایی وضع شده‌اند که انسان هر روز با آن روبه‌روست و لزوماً همه این نیازها نیازهای ثابتی نیستند (البته نیازهای ثابتی هم در طول تاریخ وجود داشته است)؟ ادیان الهی چگونه پاسخگوی این نیازهای نوظهور خواهند بود؟ اینها دغدغه‌هایی است که همواره وجود داشته است، به‌خصوص با تفکراتی که در دنیای امروز راجع به انسان و جهان و طبیعت و هستی پیدا شده است. همواره عده‌ای بوده‌اند که این دغدغه خاطر برایشان وجود داشته و در صدد این بوده‌اند که به این پرسشها پاسخ بدهند و در واقع به خاطر علاقه به دین و آگاهی به زمان در زمینه توانمند ساختن دین، با بالا بردن توان پاسخگویی آن به پرسشهای انسان و نیازهای روز بشر تلاش کرده‌اند.</P>
<P>من فکر می‌کنم افرادی نظیر شهید بهشتی، شهید مطهری و امام موسی صدر کسانی بودند که این دغدغه را داشتند. ممکن است که جنس دغدغه‌هایشان یکی بوده ولی نوع آن با هم تفاوت داشته و رویکردهایی که برای حل مشکلات داشتند با همدیگر یکسان نبوده است، ولی بین اینها وجه اشتراکی وجود دارد که به راحتی قابل درک است.</P>
<P>با این مقدمه من آقای بهشتی را این‌گونه توصیف می‌کنم که ایشان انسانِ عالمِ پرهیزگاری است که جهان خودش را می‌شناسد، نسبت به دین خودش دغدغۀ خاطر دارد و در عین حال باور دارد که این دین، دین حقانی است و باید در عرصه زندگی حضور داشته باشد و نیز کسی است که معتقد است امروز هر کاری که بخواهیم انجام بدهیم باید با اتکای به میراث گرانبهای ما از دین باشد، ولی در عین حال اکتفا کردن به این میراث و اینکه با ابزار این میراث بخواهیم همۀ مسائلمان را حل کنیم، هم کاری نادرست است و هم کاری ناشدنی. بلکه باید با استفاده از این منابع و مآخذ پاسخ‌های دین به پرسش‌های زمان حاضر را در عین حفظ هویت و اصالت دین استخراج کرد.</P>
<P>به همین دلیل آیت‌الله بهشتی برای شناخت جهان امروز تلاش می‌کند ما عالمانی داشته باشیم که در عین بزرگی، هرگز خود را از شناخت زمان بی‌نیاز ندانند. من در جای دیگر هم عرض کرده‌ام غرب، چه خوب و چه بد، مهم‌ترین حادثه واقعه تاریخ ماست و درباره “اما الحوادث الواقعه فارجعوا الی روات حدیثنا” نکته این است که نباید حدیث را در این روایت و حدیث‌های لفظی خلاصه کنیم. مراد ما از حدیث آن پدیده نویی است که در شخصیت، بینش و منش ما بروز می‌کند.</P>
<P>گرچه خود حدیث به معنی خاص لغوی از بازرترین مصادیق همان حدیثنا (حدیث ما) است، اما شخص پیامبر یک حدیث است، خود امام یک حدیث است. حال پرسش من این است که آیا حادثه واقعه‌ای بزرگ‌تر از تحقق دوران جدید تاریخ در غرب که بعد منجر به تحولات عظیم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و بین‌المللی در دنیا شده است وجود دارد؟</P>
<P>این حادثه واقعه (یعنی غرب جدید) دیدگاه‌ها را نسبت به انسان و جهان عوض کرده است (که بحث در مورد درست یا غلط بودنش در این مجال میسر نیست) و دستاوردهای بزرگی چون تکنولوژی، امواج، انرژی‌ها و کشف‌های عجیب و اختراعات شگفت‌انگیز داشته است که بر توهم ابن سینا که می‌گفت: «از قعر دل سیاه تا اوج زحل / کردم همه مشکلات آدم را حل» خط بطلان کشیده است. دنیای تا قعر دل سیاهِ امروز تا هسته اتم رفته و از سوی دیگر آسمان‌ها را درنوردیده است؛ اما هنوز هم جهل بشر بسیار است. </P>
<P>رچه دستاوردهای غرب در تکنولوژی و امور فنی، صنعتی و اقتصادی بی شمار است، اما من معتقدم که از مهمترین دستاوردهایش نگاهی است که به انسان دارد.</P>
<P>گرچه ما در عین حال معتقدیم که این نگاه، نگاهی یک بعدی است، ولی این نگاه به انسان نگاه مهمی است و مهمترین مسئله هم این است که اگر نخواهیم تعبیر کانت را به کار ببریم که انسان مدرن انسانی است که از قیمومیت هر چیزی رها شده و تنها متکی به عقل خود بنیاد است، که واقعاً هم انسان نمی‌تواند از قیمومیت هر چیزی رها شود، به نظر من انسان مدرن از دو جباریت رهایی پیدا کرده است؛ جباریت امر قدسی و جباریت نیروهای سیاسی حاکم بر جامعه. این بشر، بشر آزاد شده است. البته جباریت امر قدسی به این معنا نیست که انسانهای غیرمقدس خودشان را و کلامشان را قدسی میدانستند و مردم را مجبور می‌کردند که تابع آنها باشند و متأسفانه در مواجهه با این امر ناگوار، بسیاری از انسان‌های روزگار ما از اصل امر قدسی هم بریده‌اند. این مسئله مهمی است که بدانیم امر قدسی وجود دارد، ولی امور غیر مقدسی که قدسی شده‌اند، وقتی بر جامعه تحمیل می‌شوند ایجاد مشکل می‌کنند. جهان بدون امر قدسی، جهان بی‌معنایی است، جهان بی‌هویتی است و به تعبیری که اگزیستانسیالیست‌ها می‌گویند جهانی پر از دلهره است. ولی به نظر ما جهان مطلوب، جهانی است که خداوند می‌گوید “لا خوف علیهم و لا هم یحزنون” نه حزنی در آن هست نه خوفی. جهان ما اگر متصل به امر قدسی مطلق نشود، همواره خوف و حزن در آن هست.</P>
<P>در عین حال اینکه کسانی که مقدس نیستند، مطلق نیستند و در زمان و مکان محدودند، مقدس شوند یا اندیشه آنها مقدس شمرده شود، یا برداشتهای خاصی مقدس قلمداد شوند و این امر بر جامعه تحمیل بشود و هزینه‌های گزافی هم داشته باشد و تا آنجا پیش برود که حتی اعتراض کردن به این بشر هم خطا و جرم به حساب آید، این مناسبتی با امر قدسی ندارد.</P>
<P>خوشبختانه بشر امروز از این مسئله رها شده و این امر مهم و مبارکی است که دست کم در عالم نظر، انسان از حکومتهای مستبد و جبار و حکومتهای مطلقی که پیشتر حاکم بودند رهایی یافته است. این است جهان امروز و امر مستحدثی که از آن سخن می‌گوییم. آیا واقعاً امروز که ما به دین رجوع می‌کنیم شبهه ابن کمونه که در کلام کلاسیک می‌خواندیم مسئله اصلی ما است یا مسائل دیگری که بروز و ظهور کرده است؟ امروز وقتی از دین صحبت می‌کنیم صحبت از این است که نگاهش به انسان چیست؟ درباره آزادیهای انسان چگونه فکر می‌کند، درباره زمینه‌سازی برای رشد نیروهای جامعه چگونه حکم می‌کند. اینها مسائلی است که دغدغه خاطر بزرگانی چون شهید بهشتی، امام موسی صدر و سایرین بوده است. البته نمی‌خواهم بگویم اینها انسانهایی بودند که هیچ عیب و نقصی در کارشان نبوده، نه! به اعتقاد من این نقطه حرکتی است که ما اگر بخواهیم شخصیت این بزرگواران را بشناسیم باید از این نقطه شروع کنیم. اعتقاد به دین، اعتقاد به توانایی دین برای حل مشکلات بشر و اعتقاد به اینکه راه حلی که دین دارد بهترین راه حل برای مسائل پیش روی بشر است.</P>
<P>اما بشر یک امر تاریخی است؛ زندگی هم یک امر تاریخی است. پرسش و پاسخهایی که ما در زمان خودمان داریم چیست؟ شناخت اینها و اینکه چه کنیم که دین توان پاسخگویی به این پرسشها را داشته باشد؟ این اجمالا مسئله‌ای است که من برای افرادی نظیر شهید مطهری، شهید بهشتی و دیگران مورد توجه قرار می‌دهم و بسته به اینکه چقدر زمان خودشان و مسائل آن را بشناسند، و رجوعشان به منابع اصلی دین چگونه باشد، جوابهای متفاوتی ممکن است در این زمینه بگیرند.</P>
<P>البته خصوصیات شهید بهشتی را از جهات دیگری هم می‌توان و باید دید.</P>
<P>اولین موضوع تبار شهید بهشتی است. تبار او علم و فضیلت و نوعی اشرافیت معنوی است (گرچه شاید تعبیر اشرافیت هم درست نباشد که ترجمه اریستوکراسی غربی است)، ولی مرادم از اشرافیت معنوی همان اشرافیتی است که در بعضی از روایات ما هم آمده و ستوده هم هست. این تبار، تبار مهمی است. یعنی واقعاً اینکه آدم از کدام ریشه باشد و از کجا آمده باشد، خیلی مهم است. آدمهای بی‌ریشه همیشه کار را خراب می‌کنند. آدمهای بی‌ریشه همیشه چون ظرفیت کافی را ندارند، مشکل ایجاد می‌کنند و همین است که می‌بینیم در کلام امیرالمؤمنین و دیگر بزرگان دین و آیین ما به اولیای امر خطاب می‌کنند که برای سپردن امور مردم سراغ کسانی بروید که دارای ریشه‌های عمیق هستند، چه از نظر جایگاه اجتماعی، چه از نظر جایگاه علمی.</P>
<P>دومین موضوع استعداد فوق‌العاده ایشان است. من تعبیری از مرحوم داماد که بزرگترین اساتید ایشان بودند و عمده آموزش‌های فقه و اصول شهید بهشتی نزد آقای داماد انجام شد، شنیدم که ایشان گفته بود من هیچ کسی را به استعداد آقای بهشتی ندیده‌ام و حتماً می‌دانید که برجسته‌ترین فضلایی که هنوز هم برخی از آنها هستند، و برخی دیگر هم رفته‌اند شاگرد آقای داماد بودند. این قضاوت، قضاوت کسی نیست که مثلاً پنجاه یا صد نفر شاگرد داشته باشند و در میانشان یک نفر مثل آقای بهشتی شاخص باشد و این تعبیر را در مورد او به کار برد. قریب به اتفاق شاگردان ایشان شاخص بودند و وقتی که آقای داماد می‌گویند استعدادی مثل ایشان ندیدم واقعاً این نشانه نخبگی شهید بهشتی است.</P>
<P>شاهد دیگر این سخنم کلام آیت الله آقای موسی شبیری زنجانی درباره شهید بهشتی است. آیت الله شبیری زنجانی و امام موسی صدر و فضلای دیگری با آیت‌الله بهشتی هم‌درس و هم مباحثه بودند. من از سال ۱۳۵۳ این افتخار را پیدا کردم که درس خاصی را با آیت الله آقای آقاموسی زنجانی شروع کنم و در روزهایی که تقریبا موضوع رفتن من به آلمان و ارتباطم با آقای بهشتی روشن و قطعی شده بود ایشان خاطره‌هایی از شهید بهشتی ذکر کردند. یکی از تعابیری که از ایشان در مورد آقای بهشتی شنیدم این بود که فرمودند آقای بهشتی یقیناً مجتهد است. آقای آقاموسی شبیری زنجانی انسان بسیار محتاطی هستند و به سادگی قضاوت نمی‌کند و قضاوت علمی درباره افراد بسیار برایشان دشوار است، ولی برای من خیلی جالب بود که گفتند یقیناً آقای بهشتی مجتهد است. این روزها الحمدلله! عناوین آیت‌الله و مجتهد و بالاتر و پایین تر از این خیلی زیاد شده، ولی مجتهد واقعی و مجتهد به آن معنایی که به آن قلۀ درک و استنباط رسیده باشد انگشت شمار است.</P>
<P>آن هم زمانی که آقای آقاموسی شبیری زنجانی بگوید کسی یقیناً مجتهد است. این نشانۀ علم و فضل ایشان و جایگاه والای علمی ایشان است. بله آیت‌الله بهشتی در عین حال که از نظر فکر و اندیشه بسیار قوی بودند و کار کرده بودند؛ فلسفه خوانده بودند، فقه و اصول خوانده بودند، زمان خودشان را می‌شناختند. ما هنوز هم کمتر کسی را داریم که مثل آقای بهشتی بر سه زبان زنده دنیا مسلط باشد. تسلط ایشان بر زبان‌های آلمانی و انگلیسی را که خود شما درک کرده بودید. در سفری که ایشان به آلمان آمده بودند من تسلط ایشان بر زبان عربی را به چشم خودم دیدم. در آن سفر آقای حسام العطار هم از شهر آخن آمده بودند و جمع کثیری از مریدان حسام هم در کتابخانه مرکز اسلامی هامبورگ جمع شده بودند. من هم تازه به آلمان رفته بودم و لابد می‌دانید که دو سه هفته بعد از رفتن من آقای شبستری برگشتند و من در سامان دادن کارها تنها مانده بودم. </P>
<P>بعد از یکی دو ماه آقای بهشتی که قبلا ممنوع الخروج بودند اجازه خروج از کشور یافتند و با خانواده به آلمان آمدند و بعد هم رفتند به بسیاری ممالک دیگر و بازگشتند. این نشست، اولین سمینار سراسری اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان اروپا و انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا بود که حالا اگر مجالی شد در این زمینه هم صحبت می کنم. اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۷ بود. من نوزدهم فرودین ماه ۱۳۵۷ به هامبورگ رفتم و ایشان حدوداً یک ماه بعد به آلمان آمدند در حالی که من دست تنها بودم و به زبان آلمانی هم مسلط نبودم. ورود آقای بهشتی قوت قلب بزرگی برای من بود و در انجام امورات جاری و کارهای اداری هم ایشان پشتیبان خوبی بودند.</P>
<P>در شب برگزاری جلسه‌ای که گفتم با حضور آقای حسام العطار در مرکز برگزار می‌شد، اغلب حضار نوعاً عرب زبان بودند. در آن نشست آقای بهشتی در باب مسائل مطرح روز سخنرانی به زبان عربی ایراد کردند. گاهی انسان به زبانی غیر از زبان مادری با شخصی سلام و علیک و حال و احوال می‌کند، اما گاهی شخص یک سخنرانی علمی را به زبانی غیر از زبان مادری خود در مقابل کسانی ایراد می‌کند که زبان مادریشان است و این بسیار متفاوت است. در دوره‌ای که حتی گاهی فراگرفتن فلسفه اسلامی ملاصدرا ممنوع بود، وقتی یک روحانی این آموزش‌های نوین را دنبال کند امر بسیار مهمی است. من بین سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۴ در قم بودم و از سال ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۸ برای تحصیل به اصفهان رفتم. از سال ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰ هم برای گذراندن دوره نظام وظیفه به تهران آمدم و با آقای بهشتی دورادور آشنا بودم. اتفاقاً نخستین باری که ایشان را دیدم زمانی بود که از حسینیه ارشاد بیرون آمده بودم و ایشان هم همزمان بیرون آمده بودند، آمدند به سمت من، من ایشان را می‌شناختم ولی ایشان من را نمی‌شناختند. دیده بودند یک بچه طلبه آنجاست، آمدند جلو و خیلی برخورد گرمی داشتند. این اولین دیدار رودرروی من با آقای بهشتی بود، اولین دیداری که با هم مواجه شدیم و صحبت کردیم. در سال ۱۳۴۰ که من در قم درس می‌خواندم ایشان مدرسه دین و دانش قم را اداره می‌کردند. برای طلبه‌ها کلاس زبان گذاشته بودند از جمله کسانی که من به خاطر می‌آورم آقای سید هادی خسروشاهی، آقای مصباح و فکر می‌کنم آقای مصطفی محقق داماد به مدرسه ایشان می‌رفتند. اکثر علمایی که زبان یاد گرفته (کم یا زیاد) در آنجا فراگرفته‌اند. ایشان خودش به زبان انگلیسی مسلط بود. این آدمی است که در زمان خودش است و یک ملای زمان‌شناس و ناظر به عمل است.</P>
<P>من کسی را ندیدم که مانند آقای بهشتی فکر منظم و سامان یافته‌ای داشته باشد. اتفاقاً در همان جلسه‌‌‌ای که با حضور آقای حسام العطار با عربها صحبت می کردیم بحث ایشان این بود که ما مسلمانان در ساماندهی و سازماندهی ناتوانیم. عیب کار مسلمانها این است که سازمان و سامانی برای کارهایشان ندارند، به خصوص اگر بخواهیم زندگی مردم را اداره بکنیم. در مورد نظم آقای بهشتی که طبعاً شما بیشتر از من می‌دانید ایشان چقدر منظم بودند و مهم تر از همه اینکه فکر منظم و فکر سازماندهی شده داشتند. سؤال از “کجا باید شروع بکنیم؟” برای آقای بهشتی خیلی مهم بود.</P>
<P>اشاره‌ای به آلمان بکنم و بعد برگردم به ایران. در آن بحبوحه مسایل مختلف و بگومگوها و اختلافات میان جریانات سیاسی، پیدایش گرایشهای چریکی، نهضتی که امام در رأسش بودند، مسائل زندانها، دربه‌دری‌ها، و موضوعات دیگری که به اصطلاح گاهی دامان آقای بهشتی را هم کم‌وبیش می‌گرفت و برایشان محدودیتهایی ایجاد می‌کرد. این نکته که آقای بهشتی به این فکر می‌کند که به جایی برود که کماً و کیفاً می‌تواند بیشترین تأثیر را بر جامعه داشته باشد و نسلی که در حال پرورش یافتن است را مورد توجه قرار دهد و سازمان کتب درسی از دورۀ راهنمایی تا دورۀ دبیرستان را دگرگون کند، به نظر من یک انقلاب بزرگ بود؛ انقلاب آرام و بی صدا، انقلاب سفید اما نه از جنس انقلاب سفید شاه.</P>
<P>فکر نمی‌کنم شما به یاد بیاورید! ما کتب تعلیمات دینی یا علوم اجتماعی یا سایر مسائلی که به نحوی با دین مرتبط بود را می‌خواندیم، ولی واقعاً اگر ما را از دین دل زده نمی‌کرد، هیچ جذابیتی هم برای ما نداشت. ایشان در آن زمان تیمهای قوی از افراد برجسته نظیر شهید باهنر و آقای گل زاده غفوری و امثالهم را دور هم جمع کردند و این کار را به سامان رساندند. اتفاقاً من در جلساتی که قبل از رفتن به آلمان با ایشان داشتم، به دفعات در همان دفتر ایشان در آموزش و پرورش ملاقاتشان کردم. چند مرتبه‌ای هم در منزل خودشان با ایشان صحبت کردم و از نزدیک در جریان این حرکت بزرگی که ایشان آغازگر آن بودند قرار گرفتم. این واقعاً یک تحول عظیم بود و هوشمندی ایشان را ببینید که می‌دانستند باید “کجا اثر بگذاریم؟” و “چگونه تحول ایجاد کنیم؟”</P>
<P>شما مطمئن باشید بخش قابل‌توجهی از افرادی که از نسل‌های مختلف بعد از پیروزی انقلاب در عرصه‌های گوناگون جبهه و جهاد و مدیریت کشور نقش آفریدند، تربیت‌شدۀ همان کتابهای درسی بودند که آقای بهشتی ساماندهی کردند و البته کارهای دیگری که ایشان به یادگار گذاشتند.</P>
<P>در آلمان، اصلاً من به یک معنا باید عرض کنم که مرکز اسلامی هامبورگ با وجود آقای بهشتی و خصوصیات ویژه‌ای که داشتند هویت یافت. البته بجاست یاد مرحوم محققی را هم گرامی بدارم. ایشان هم خیلی زحمت کشیدند، از زمانی که احداث ساختمان مرکز را شروع کردند، تا بعدها که افراد را دور هم جمع کردند و جلسات مختلفی برگزار نمودند. ولی اگرچه گامهایی برداشتند، مجال چندانی برای ساماندهی محتوایی مرکز پیدا نکردند. به یک معنی مرکز اسلامی هامبورگ با حضور آقای بهشتی بنیان‌گذاری شد، همانطور که اعتقاد دارم آقای بهشتی بودند که نقش اول را در شکل‌دهی و سامان بخشیدن به نظام جمهوری اسلامی ایفا نمودند. مرکز اسلامی هامبورگ طبیعتاً یک مرکز شیعی بود و نامش هم امام علی علیه السلام بود. طبیعی است که در چنین مرکزی یک عده ایرانیان مسلمان دور هم جمع شوند و کار را سر و سامان دهند و به شیعه بودن خود هم افتخار کنند. اما این مرکز شیعی که به مسائل رویکردی شیعی داشت، با حضور آقای بهشتی به یک «مرکز اسلامی» تبدیل شد؛ «مرکز اسلامی جامع» به گونه‌ای که این مرکز همچنان که با شیعیان ایرانی در ارتباط بود با سایر مسلمانان غیرشیعه‌ای که مهاجر یا محصل بودند هم همان ارتباط را داشت، همانطور که با مسلمانهای آلمانی مقیم. یعنی آقای بهشتی سه شعبۀ ارتباط را برقرار کرد، نه تنها با ایرانیان و نه تنها با اهالی هامبورگ بلکه کل آلمان به یک معنا و تا حدودی با دیگر کشورهای غربی.</P>
<P>مثلاً در ایام عزاداری ماه محرم یا مثلاً اعیاد، علاوه بر علاقه‌مندان ساکن هامبورگ، از سراسر آلمان افراد علاقه‌مند می‌آمدند و جلسات را پررونق‌تر و پربارتر می‌کردند. گاهی می‌دیدیم که از انگلستان یا فرانسه و کشورهای دیگر هم افراد در جلسات مرکز حضور می‌یافتند.</P>
<P>ارتباط مرکز هم با غیر ایرانی‌ها و آلمانی زبان‌ها و مسلمانان سایر کشورهای اروپایی یا اتباع کشورهای عربی یا پاکستان و امثالهم که بعضا شیعه هم نبودند همانند ارتباطی بود که با شیعیان ایرانی داشت. همۀ این افراد فعال بودند و همه آنجا را مرکز خودشان می‌دانستند. این خصوصیاتی بود که آقای بهشتی داشتند.</P>
<P>در ساماندهی مرکز اولین نقش با شخص آقای بهشتی بود. در ساماندهی تشکل‌های دانشجویی مسلمان در اروپا و امریکا هم همین طور. شما می‌دانید که قبل از شکل‌گیری و پیروزی انقلاب اسلامی به هر حال دوران مبارزات ضداستبدادی ملت ایران ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال قدمت داشته است. در طول این دوران هم به هر حال یکی از وجوه بارز دانشجویان و نخبگان خارج از کشور (از دهه چهل به بعد) و کسانی که فعال‌تر و پویاتر بودند، مبارزه با شاه بود. قبلا فعالیت‌های دانشجویان در قالب کنفدراسیون سازمان می‌یافت. کنفدراسیون هم اگرچه بعد از دهۀ چهل شکل گرفت ولی یک تشکل دانشجویی قوی بود و به اقتضای زمان تفکر چپ بر آن غالب بود و مارکسیستها بر آن غلبه داشتند. گرچه دانشجویان مسلمان هم به‌عنوان زائده‌هایی از جریان موجود در جامعه به آن مجموعه متصل بودند و حتی در موارد حضور هم داشتند، اما از سال ۱۳۴۰ به بعد که به یک معنا نهضت اسلامی منجر به انقلاب شکل گرفت و تحرکات اسلامی دانشجویی هم در داخل و هم در خارج از کشور بیشتر شد، آقای بهشتی تصمیم گرفتند که این هویت اسلامی را با همان مواضع به اصطلاح عدالت خواهانه و روشنفکرانه و ضد ظلم و استبداد و استعمار سامان بدهند و گرچه شاید بعضی انجمنهای اسلامی پراکنده وجود داشتند، ولی اینکه از دل کنفدراسیون، انجمن‌های اسلامی را با هویتی مستقل بیرون بیاورند و بعد با یک هویت جامع تحت نام «اتحادیه انجمنهای اسلامی» به جامعه معرفی کنند، حاصل اندیشه و تلاش آقای بهشتی بود.</P>
<P>سازماندهی مرکز اسلامی هامبورگ هم به گونه‌ای که با همه طبقات مختلف و دیدگاههای گوناگون و مذاهب اسلامی در ارتباط باشد و به‌عنوان یک مرجعِ رسمی اسلامی از سوی دولت آلمان و تا حدودی سایر دولتهای اروپایی شناخته شود، ثمره اندیشه و تلاش آقای بهشتی بود.</P>
<P>مرکز اسلامی هامبورگ مرجع بود. مثلاً اگر گواهی میداد برای کل دولت آلمان یا حتی سایر دولتهای اروپایی معتبر بود. یا وقتی سوالی در مورد اسلام و مسائل دینی مطرح می‌شد پاسخ مرکز برای آنها حجت بود و مرکز، تبدیل به یک کانون مرجع برای اسلام و مسلمانان شده بود و نه مختص به یک مذهب خاص. در عین حال که رویکرد مرکز، رویکرد شیعی بود.</P>
<P>آخرین نقش یا حضوری که آقای بهشتی داشتند در همان تابستان ۱۳۵۷ بود. مرکز در آن سالها تقریبا منفعل شده بود، هم آقای شبستری قدری خسته شده بودند و هم مرکز پویایی خود را از دست داده بود و به‌خصوص ارتباطش با انجمنهای اسلامی بسیار کم شده بود. به همین میزان که نهضت مردمی در ایران شتاب بیشتری پیدا میکرد، انجمنهای اسلامی هم به اصطلاح تندتر میشدند و طبعاً فاصله‌شان با مرکز زیادتر میشد. اولین کاری که ما کردیم و آقای بهشتی هم تشریف آوردند در هانوفر نشستی ترتیب دادیم. به اتفاق ایشان در آن نشست حاضر شدیم و دوستان دیگر هم حضور داشتند و همانجا قرار یک ارتباط مستمر میان مرکز اسلامی و اتحادیه انجمنهای اسلامی گذاشته شد و اولین اثرش هم همان نشست سراسری اروپایی- امریکایی بود که اگر شما (دکتر علیرضا بهشتی) هم یادتان باشد، خودتان هم تشریف داشتید، که آقای بهشتی سخنرانی کردند. مفصلترین سخنرانی من هم در آنجا بود، که در مکتب مبارز با عنوان «ولایت از آن کیست؟» چاپ شده است.</P>
<P>گرچه امروز به اقتضای زمان ممکن است در باب بعضی نکات و مسائلی که در آن سخنرانی عرض کردم حرفهای دیگری داشته باشم، ولی هنوز هم معتقدم که چارچوبی که برای جمهوری اسلامی و البته نظریه ولایت فقیه در آن سخنرانی مطرح کردم را قبول دارم و اگر همان چارچوب پیاده شود ما می‌توانیم جمهوریت را به معنای واقعی کلمه همراه با اسلامیت داشته باشیم. اما چرا به جای جمهوری اسلامی خلافت اسلامی مطرح نشد؟ چرا حکومت اسلامی مطرح نشد؟ ما که افتخار می‌کنیم به حکومت علی بن ابی طالب و حکومت پیامبر، ولی چرا اینجا حکومت اسلامی مطرح نشد؟ استناد من به این حرف مرحوم مهندس سحابی است که می‌گفتند تا آخر هم همه ما می‌گفتیم «حکومت اسلامی» و امام می‌گفتند «جمهوری اسلامی».</P>
<P>واقعه دیگری که در ارتباط با تفکر و شخصیت دکتر بهشتی مورد توجه من هست مربوط است به مراجعات مکرر رهبران گروههای تندروی عربی (که حالا اسمشان را نمیبرم، که واقعاً پدرخوانده‌های القاعده و طالبان بودند) و به سبب آشنایی من اصرار می‌کردند که امام را ببینند. من هم از حاج احمد آقا که در پاریس بودند برای دیدار آنها با امام وقت گرفتم و رفتند آنجا. بعد که به پاریس رفتم از مرحوم حاج احمد آقا سؤال کردم چه شد؟ ایشان گفتند: آمدند پهلوی امام و خیلی هم احترام کردند، ولی از موضع بالا، که آقا این جمهوری یک بدعت است. جمهوری اسلامی یعنی چی؟ شما به‌عنوان خلیفه مسلمین بیایید، ما با شما بیعت می‌کنیم. تمام امکاناتمان را هم در اختیار شما می‌گذاریم. و امام عصبانی شدند و پرخاش کردند. گفتند: نخیر! جمهوری اسلامی بدعت نیست! من هم خلیفه مسلمین نیستم، به کمک شما هم احتیاج ندارم.</P>
<P>و از همان جلسه که بیرون آمدند مخالفت این جریانات تند با امام شروع شد. شما اگر یادتان باشد در الجزایر وقتی که مسلمانها برو بیایی داشتند، دستیار عباس مدنی (که البته من به عباس مدنی به‌عنوان یک انسان معتدل علاقمند بودم) که مدتی هم در زندان بود، هر وقت سخنرانی می‌کرد اول از انقلاب اسلامی و امام خمینی اعلام برائت میکرد و بعد از اسلام سخن می‌گفت.</P>
<P>در آن شرایط چرا جمهوری اسلامی مطرح شد؟ عده‌ای ممکن است بگویند امام العیاذبالله برای فریب مردم جمهوری اسلامی را مطرح کرده‌اند! ولی من معتقدم امام مقتضیات زمان را درک کرده بود. یعنی زمان را، زمانی را دیده بود که جز با حاکمیت مردم بر سرنوشت خود چیزی آرام نمیگیرد. یعنی اگر واقعاً بخواهیم بگوییم تقدیر تاریخی، شما (دکتر علیرضا بهشتی) بهتر از من می‌دانید که واقعاً جمهوری خواهی و خواست مردم سالاری یک تقدیر تاریخی است و حاکمیت از آن مردم است و هیچ حکومت و قدرتی نیست که جز با اتکاء به رأی مردم دارای ارزش و اعتبار باشد و مردم می‌توانند از حاکمان بازخواست بکنند و بدون توسل به زور صاحب منصبان را جابهجا کنند و این تقدیر روزگار است. میان شرق و غرب و دنیای اسلام و دیگر ممالک هم در این زمینه فرقی نیست. امواجی که امروز در خاورمیانه شاهد خروش آن هستیم طرف سلبی آن فقط برای رفع دیکتاتوری، خودکامگی، وضعیت‌های فوق‌العاده و سرکوب است و طرف ایجابی‌اش برگزاری انتخابات آزاد است. اینها همه مسلمانند، نماز می‌خوانند ولی خواهان استقرار مردم سالاری و رفع عقب ماندگی‌اند.</P>
<P>اتفاقاً من معتقدم یکی از روشن‌بینی‌های امام این بود که درک کرد زمان، زمانِ جمهوری است و جز این نمی‌تواند باشد. وقتی می‌گویید اسلامی، باید اسلامی که می‌گویید با جمهوریت سازگار باشد. نمی‌توانیم بگوییم جمهوری اسلامی ولی اسلامی را عرضه کنیم که هیچ اعتقادی به رأی و نظر و آزادی مردم نداشته باشد. من هنوز هم معتقدم چارچوبی که در آن نشست در هانوفر صحبت کردم در این تعریف می‌گنجد، گرچه حتماً در بعضی نقطه‌نظرهایم باید تغییراتی بدهم.</P>
<P>در آن نشست که شهید بهشتی هم تشریف داشتند، ساز و کار ارتباط مرکز اسلامی با اتحادیه انجمنهای اسلامی تنظیم شد و اولین ثمره‌اش هم نشست سراسری بود که در آنجا برگزار شد. آقای بهشتی دوستان خیلی خوبی در کلیساها و محافل غیر اسلامی داشتند و همین طور با آموزش و پرورش و دانشگاههای آنجا ارتباط قوی برقرار کرده بودند؛ به طوری که مرتب هفته‌ای دو سه هیأت دانش‌آموزی و دانشجویی برای آشنایی با اسلام به مرکز اسلامی هامبورگ می‌آمدند، مرکز را می‌دیدند، صحبت می‌شد، بحث می‌کردند و پرسش و پاسخ داشتیم و از رهگذر همین دیدارها و ارتباطات و پرسش و پاسخها بود که ما با مسائل روزگارخودمان آشنا می‌شدیم و در عین حال توانمان در پاسخگویی به مسائل روزگار بالاتر میرفت.</P>
<P>البته من آقای بهشتی را به‌عنوان رئیس و امام مرکز اسلامی درک نکردم. میان ریاست ایشان و دوران مسؤولیت من پنج شش سال فاصله افتاده بود.</P>
<P>وقتی که به آلمان میرفتم چون رژیم میخواست اداره این مرکز را از دست ما دربیاورد و تحت سلطه خودش قرار بدهد، آقای بهشتی خیلی نگران بودند، آقای شبستری هم می‌خواستند برگردند و نگرانی عمده این بود که این مرکز به دست رژیم نیفتد. درست مقارن آغاز مرحله جدید نهضت، سال ۱۳۵۶ بود که من با ایشان برای رفتن به آلمان صحبت می‌کردم و سال ۱۳۵۷ که دیگر اوج مسائلی بود که به انقلاب منجر شد به آلمان رفتم و یک نوع ارتباطی که این مرکز باید با انقلاب اسلامی داشته باشد طراحی شد. موقعی که من به آنجا می‌رفتم نمی‌دانستیم که انقلاب به این زودی به پیروزی می‌رسد، لذا آقای بهشتی به من می‌گفتند که شما حداقل بنا را بر این بگذار که ۱۰ سال به ایران نخواهی آمد. گرچه ممکن است بیشتر از این نتوانی بیایی. آن طور که من و شما می‌خواهیم مرکز را اداره کنیم خوشایند رژیم نیست و بنابراین آمدن شما به ایران هم تا دوام این رژیم ممکن نیست، بنابراین شما برو و قطعا بنا را بر این بگذار که باید ده سال یا بیشتر در آنجا بمانی. </P>
<P>بعد از پیروزی انقلاب هم بنا بود ده پانزده سالی در آنجا بمانم و کار کنم و کم کم بر زبان آلمانی هم مسلط شده بودم و می‌توانستم بیش از پیش مفید باشم، ولی آقای بهشتی دوباره من را تشویق کردند که به ایران برگردم. انتخابات مجلس که شروع شد از اردکان آمدند و اصرار کردند که شما نامزد بشوید. من گفتم نمی‌توانم این کار را بکنم. دلم می‌خواهد به ایران برگردم، ولی الان در آلمان هستم و می‌خواهم در این راه و افق تازهای که به رویم گشوده شده پیش بروم و مؤثر باشم<BR></P>]]></description>
  <link>http://feed.parlemannews.com/index.aspx?n=16193</link>
</item>

<item>
  <title>مخالفت دو هزار سینماگر با انحلال خانه سینما</title>
  <description><![CDATA[<P>نزدیک به دو هزار تن از اهالی سینما با صدور بیانیه‌ای که مخاطب آن «نخبگان، مسئولان و مردم» معرفی شده‌اند، مخالفت خود با  تصمیم دولت به انحلال خانه سینما را اعلام کردند.</P>
<P>وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چندی پیش دستور انحلال خانه سینما را صادر کرد که این تصمیم واکنش گسترده اهالی سینما را به همراه داشت.</P>
<P>وزارت ارشاد پس از انحلال خانه سینما، طی حکمی اعلام کرد ۱۰ تن از اهالی سینما را منصوب کرده که به عنوان «هیات ساماندهی امور صنوف سینمایی» فعالیت کنند.</P>
<P>به گزارش خبرگزاری کار ایران، ایلنا، در این بیانیه که روز یکشنبه منتشر شده آمده است: «خانه سینمای ایران یا همان جامعه اصناف سینمایی کشور، دستاورد بزرگ سینمای برآمده از انقلاب اسلامی است و ما سینماگران ایران با صدور دستور انحلال خانه سینما مخالفیم و دلسوزانه خواهان ماندگاری این خانه هستیم.»</P>
<P>مخالفان اقدام وزارت ارشاد در انحلال خانه سینما، این تصمیم را شتابزده خوانده و در پی انجام این کار، موجی از اعتراض‌ها و واکنش‌های گسترده ازسوی سینماگران، اصناف سینمایی، شخصیت‌های فرهنگی و هنری، حقوقدانان، نهادهای مدنی و صنفی به راه افتاد.</P>
<P>این بیانیه را طیف‌های مختلف اهالی سینما از جمله احمدرضا درویش، کارگردان، کامبیز روشن روان، آهنگساز، شقایق فراهانی، بازیگر، مهدی فخیم زاده، فیلسماز و رضا کریمی، کارگردان به همراه دیگر چهره‌های سینمایی امضا کرده‌اند.</P>
<P>پیشتر بهمن فرمان‌آرا در اعتراض به اقدام وزارت ارشاد باپس دادن جوایز خود از جشنواره فیلم فجر اعلام کرده بود: «با شرایطی که در سینمای ایران به وجود آمده است، تصمیم گرفتم سه سیمرغ بلورینی را که از جشنواره گرفته‌ام به دفتر جشنواره بازگردانم... همه (سیمرغ‌ها) را تحویل دفتر جشنواره دادم و رسید آن را گرفتم.»</P>
<P>وی در ادامه خطاب به اعضای خانه سینما گفته بود: «اعضای محترم خانه سینما اگر متحد بمانید و همگی از دادن فیلم‌‌هایتان به جشنواره فیلم خودداری نمایید، این اعمال ناشایست به سرعت خاتمه می‌یابد.»</P>
<P>وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی روز ۱۳ دی‌ماه دستور انحلال خانه سینمای ایران را صادر کرد و دلیل این اقدام را عدم انجام «تشریفات قانونی مربوط به تأسیس مؤسسات فرهنگی و هنری و اقدامات غیر‌قانونی بعدی» اعلام کرد.</P>
<P>وزیر ارشاد ۱۵ دی‌ماه در سخنانی با اشاره به جشن‌های خانه سینما، تأکید کرد که فعالیت‌های این تشکل نه یک فعالیت صنفی، «بلکه یک فعالیت سیاسی است.» <BR></P>]]></description>
  <link>http://feed.parlemannews.com/index.aspx?n=16192</link>
</item>

<item>
  <title>باهنر نایب رئیس مجلس: در نامه‌ام به رهبری احتمال پیروزی آقای موسوی و تکرار دوم خرداد را مطرح کردم</title>
  <description><![CDATA[<P>نایب رئیس مجلس ایران گفت رهبر جمهوری اسلامی، آخرین فردی بود که راضی شد برای میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد معترض آخرین انتخابات ریاست جمهوری ایران، "محدودیت خانگی" در نظر گرفته شود.</P>
<P>محمدرضا باهنر در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس گفت: "برخی دوستان می‌گفتند موسوی و کروبی را فورا باید اعدام کنیم که من به آنها گفتم این که این دو نفر را در میدان قیام اعدام کنیم، مشکل حل نخواهد شد."</P>
<P>او اضافه کرده است: "همه ما می‌فهمیدیم و می‌دانستیم که برای محدودیت خانگی آقای موسوی و کروبی، آخرین نفری که راضی شد، حضرت آقا بود. قوه قضائیه ۶ ماه زودتر می‌خواست این دو نفر را محدود کند، اما آقا موافق نبود."</P>
<P>میرحسین موسوی و مهدی کروبی به همراه همسرانشان زهرا رهنورد و فاطمه کروبی، از روزهای پایانی بهمن سال ۱۳۸۹ در حصر خانگی قرار گرفتند.محدودیت آمد و شد برای این دو در هفته‌های پیش از حصر خانگی آنها آغاز شده بود و پس از انتشار فراخوان راهپیمایی در روز ۲۵ بهمن ۱۳۸۹، فشار بر آنها شدت پیدا کرد.</P>
<P>در عین حال، در شهریور ۱۳۹۰ گزارش شد که به دنبال انتقال آقای کروبی به آپارتمانی جدید، همسر او از حصر خارج شده، ولی مهدی کروبی به تنهایی در حصر انفرادی است.</P>
<P>همچنین آقای باهنر که پیش از این گفته شده بود قبل از انتخابات ریاست جمهوری ایران، در نامه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی از احتمال پیروزی میرحسین موسوی خبر داده است، با تایید ارائه چنین نامه‌ای به آقای خامنه‌ای، گفته است: "نامه‌ای شخصی و محرمانه نوشتم و هنوز هم فکر می‌کنم که در نگارش آن نامه به وظیفه خودم عمل کردم."</P>
<P>او توضیح داده است: "من ننوشتم که حتما مهندس موسوی پیروز می‌شود، بلکه احتمال پیروزی آقای موسوی را مطرح کردم. در آن نامه از احتمال تکرار دوم خرداد نوشتم و این جزو وظایف شرعی بنده بود."</P>
<P>آقای باهنر اضافه کرده است: "متن و لحن نامه نه تنها بوی حمایت از موسوی را نمی‌داد، بلکه یادآوری و تذکری بود که علی‌رغم میل اصولگرایان اگر موسوی پیروز شد، چه کنیم."</P>
<P align=center><STRONG><FONT color=#ff0000 size=4>باهنر: آقای خاتمی گفته‌ بودند که اصلاح طلبان آزاد هستند تا در عرصه  انتخابات حضور پیدا کنند</FONT></STRONG></P>
<P>دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین گفت: اصل حضور اصلاح طلبان خوب و شکستن تحریم است، البته آقای خاتمی گفته‌ بودند که ما رسما تحریم نمی‌کنیم و اعضای ما آزاد هستند تا در این عرصه حضور پیدا کنند.</P>
<P>به گزارش خبرنگار مهر، محمدرضا باهنر عصر شنبه در نشست ماهانه جامعه اسلامی مهندسین با بیان اینکه انتخابات مجلس نهم اولین انتخاباتی است که بعد از جریان فتنه 88 برگزار می‌شود، اظهار داشت: خود انتخابات، نتیجه آن و حضور مردم در این انتخابات برای ما مهم است.</P>
<P>وی همچنین با اشاره به نوسانات اخیر در بازار سکه و ارز و تحریم نفتی جمهوری اسلامی ایران از سوی اروپا اظهار داشت: جوّ روانی بوجود آمده در کشور در روزهای اخیر در اثر گرانی ارز و طلا آنقدر مهم بود که اگر چاره ای برای آن اندیشیده نشود ممکن است بر اصل انتخابات تاثیرگذار باشد.</P>
<P>دبیر کل جامعه اسلامی مهندسین با بیان اینکه انتخابات پیش رو اولین انتخابات بعد از فتنه 88 است و نتیجه و حضور مردم در آن مهم است، گفت: علائم و شواهد و حرفهای صریح برخی در داخل و خارج از کشور نشان می دهد که دشمنان فعال بوده و برای فشار بیشتر بر جمهوری اسلامی و تاثیرگذاری بر انتخابات ما برنامه ریزی می کنند.</P>
<P>وی در ادامه با اشاره به بحران اقتصادی در کشورهای اروپایی اظهار داشت: در بودجه امسال به دولت اجازه دادیم تا قیمت ارز را شناور و مدیریت شده کنترل نماید اما نوسانات اخیر در بازار سکه و ارز غیر عادی بود.</P>
<P>باهنر افزود: پشت پرده این گرانی ها هم می تواند توطئه ای و هم می تواند متاثر از التهابات اقتصادی باشد و البته باید دقت داشت که در مسائل اقتصادی علت تامه ای را نمی توان در نظر گرفت.</P>
<P>دبیر کل جامعه اسلامی مهندسین با اشاره به سکوت دولت در خصوص نوسانات اخیر دربازار ارز و سکه گفت: قبل از این گرانی ها شاهد این بودیم که بعضی دولتی ها مثل آقای بهمنی درخصوص مسائل اقتصادی در هفته چندین اظهارنظر می کردند اما در نوسانات بازار سکه و ارز شاهد سکوت دولتی ها بودیم.</P>
<P>وی خاطرنشان کرد: این سکوت تا جایی ادامه داشت که در جلسه شورای امنیت ملی ومسئولان اقتصادی کشور درخصوص نوسانات قیمت سکه و ارز و افزایش نرخ سود سپرده های بانکی در حضور یک مقام عالی رتبه نظام قرار شد حباب های بازار سکه و ارز شکسته شود و سود سپرده ها نیز افزایش پیدا کند.</P>
<P>نایب رئیس مجلس با اشاره به تحریم نفتی ایران از سوی اتحادیه اروپا خاطرنشان کرد: اگر قرار است ما شش ماه دیگر هزینه این تحریم ها را بپردازیم اروپا از همین الان با افزایش قیمت نفت هزینه این تحریم ها را می پردازد.</P>
<P>وی با بیان اینکه چند شب پیش جلسه شورای امنیت ملی با حضور مسوولان عالی‌رتبه برگزار و در مورد سپرده‌های بانکی صحبت و بحث شد، گفت: در پی آن حرکتی انجام و باعث شد حباب قیمت‌ها شکسته شود، البته باید در مورد این موضوع راه‌حل اساسی که دارای پشتوانه جدی باشد اندیشیده شود.</P>
<P>باهنر در بخش دیگر صحبت‌های خود به بحث انتخابات و عملکرد جبهه متحد اصولگرایان و حرکت آن در استان‌ها اشاره کرد و گفت: تقریبا در تمام استان‌ها این جبهه تشکیل شده، البته هماهنگی و جامعیت بین دفاتر استانی جبهه متحد اصولگرایان یک جامعیت کامل نیست و ما به استان‌ها دستورالعملی را فرستادیم و در واقع نحوه رسیدن به کاندیدای مورد حمایت و فرآیندی که باید این موضوع طی کند را توضیح دادیم، ولی برخی جاها متاسفانه این فرآیند تعریف شده، رعایت نشده است.</P>
<P>وی با بیان اینکه جبهه پایداری در شهرستان‌ها فعال است، گفت: در ارتباط با جبهه پایداری تحلیل‌های متفاوتی وجود دارد و برخی با سوء‌ظن بالا می‌گویند که اینها انحرافیون هستند. برخی نیز می‌گویند اینها طرفداران دولت هستند، برخی نیز می‌گویند اینها کسانی هستند که در انتخابات 88 و سوم تیر 84 در حمایت از رئیس‌جمهور فعالیت کردند و بعضا مسائلی پیش آمد و اکنون وصل به احمدی‌نژاد نیستند و کارهای خوب آقای احمدی‌نژاد را مثبت می‌دانند و نسبت به برخی از کارهای آن انتقاد دارند.</P>
<P>باهنر افزود: ما به آنها به هر زبانی که گفتیم بیایید کار کنیم نیامدند، سه چهار روز قبل آقای رسایی با آیت‌الله مهدوی‌کنی و آقای حسینیان نیز جداگانه با آقای عسگراولادی دیدار داشتند و ما به آن‌ها گفته‌ایم که دو صندلی شما همچنان در جبهه متحد خالی است.</P>
<P>وی با اشاره به اینکه جبهه پایداری انتقاداتی را به جبهه متحد اصولگرایان وارد کرده است، گفت: آنها می‌گفتند که ما 8+7 را قبول نداریم و مثلا باید 10+8 بشود و سهمیه ما اضافه شود از طرف دیگر می‌گفتند توجیهی ندارد که آقایان قالیباف و لاریجانی در این گروه هشت نفره نماینده‌ای داشته باشند و از طرف دیگر می‌گفتند که چرا برخی از افراد در ترکیب حضور دارند، مثلا چرا باهنر به عنوان نماینده جبهه پیروان خط امام و رهبری در این جبهه است، در واقع آن‌ها هم روی آدم‌ها و هم روی ساختار حرف داشتند.</P>
<P>این عضو جبهه متحد اصولگرایی در ادامه تصریح کرد: البته در برخی از جاه‌ها نیز تند‌تر رفتند، مثلا در هفته‌نامه 9 دی که متعلق به آقای رسایی است مقاله‌ای نگارش شد با این عنوان که "مات شدن هاشمی در برابر آیت‌الله مصباح‌یزدی" و یا به این عنوان که "پروژه هاشمی شکست خورد". در واقع در آن مقاله گفته می‌شد که 8+7 ساخته آقای هاشمی است و جبهه پایداری با کمک آیت‌الله مصباح آن را به بن‌بست رسانده است، در واقع آنها ساختار، آدم‌ها و هم مسوولان 8+7 را زیر سوال بردند و به نحوی سخن گفتند که گویی جامعه روحانیت و جامعه مدرسین هم بازی خورده‌اند و 8+7 پروژه هاشمی است.</P>
<P>وی گفت: ‌برخی از آقایان گویی به دنبال این هستند که در انتخابات مجلس نهم دعوای هاشمی و احمدی‌نژاد را احیا کنند و فکر می‌کنند بر اساس این موضوع می‌توانند پیروز انتخابات شود، و شاید این صحبت‌ها نیز بر اساس این تحلیل مطرح شده باشد.</P>
<P>باهنر ادامه داد: جبهه پایداری پس از ثبت‌نام‌ها گفتند چون اصلاح‌طلبان نیامدند اشکالی ندارد، ما با هم رقابت کنیم، ولی ما تحلیل آن‌ها را قبول نداریم و اگر چه اصلاح‌طلبان به صورت رسمی نیامدند، ولی مهره‌های سفید و کم‌رنگ خود را فرستادند و خودشان اعلام کردند که حدود 700 نفرشان ثبت‌نام کردند و تایید اصلاح‌طلبان نسبت به آنچه که ثبت‌نام کردند کمتر از اصول‌گرایان نیست، در واقع خیلی از این اصلاح‌طلبان که ثبت‌نام کرده‌اند تایید شده‌اند.</P>
<P>وی در ادامه با بیان اینکه در جبهه متحد بحث در مورد لیست تهران آغاز شده ولی هنوز به نتیجه نهایی نرسیده‌ایم، اظهار کرد: بارها ما از جبهه پایداری برای حضور در جبهه متحد و ارائه یک لیست دعوت کرده‌ایم، بارها آیت‌الله مهدوی‌کنی و آیت‌الله یزدی بر این موضوع تاکید کرده‌اند، ولی عده‌ای معتقدند که اگر با جبهه پایداری به وحدت نرسیدیم یک لیست صددرصد مجزا بدهیم و این‌که افراد بین دو لیست مشترک نباشند، مثلا اگر باهنر در لیست جبهه متحد است دیگر در لیست جبهه پایداری نباشد.</P>
<P>باهنر ادامه داد: استدلال افرادی که چنین موضوعی را مطرح می‌کنند این است که ممکن است جبهه پایداری از اسامی پر رای و معروف آن استفاده کند و در لوای آن افراد خود را به داخل مجلس بفرستد و ممکن است توده مردم نیز نتوانند به راحتی اعضای این دو لیست را تفکیک کنند و تشخیص بدهند.</P>
<P>وی گفت: در جبهه متحد اصولگرایان تصمیم گرفته شده که شش روحانی در لیست تهران جبهه متحد اصولگرایان حضور داشته باشند و تاکید شده بود که خود جامعه روحانیت مبارز در مورد این شش نفر تصمیم‌گیری کند و خود آنها این شش نفر را به شورای مرکزی جبهه متحد معرفی کنند. البته تصمیم گرفته شده که اگر شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان در مورد این افراد معرفی شده حرفی داشت به جامعه روحانیت اطلاع دهد، ولی همانطور که گفتم جامعه روحانیت قرار است این شش نفر را به شورای مرکزی جبهه متحد معرفی کند.</P>
<P>وی با اشاره به نظرسنجی‌هایی که در جامعه در ارتباط با مشارکت مردم در انتخابات صورت گرفته است، عنوان کرد: این نظرسنجی‌ها بیانگر این است که حدود 52 درصد از مردم در انتخابات شرکت می‌کنند، البته هرچه به زمان برگزاری انتخابات نزدیک‌تر می‌شویم این آمار افزایش پیدا می‌کند و احتمال می‌دهیم از مرز 60 درصد بگذرد.</P>
<P>نایب رئیس مجلس افزود: خود آقایان اصلاح‌طلب می‌گویند که اگر میزان مشارکت مردم در انتخابات در کشور از 30 درصد عبور کند ما شکست خورده‌ایم و اگر زیر 30 درصد باشد ما برنده‌ شده‌ایم و ان‌شاءالله حضور مردم دو برابر این امر خواهد بود و انقلاب و رهبری و نظام جمهوری اسلامی در این عرصه پیروز می‌شود. اکنون نیز در مورد مردم تهران رقم 20 درصد خوب است و امیدواریم هرچه به زمان انتخابات نزدیک می‌شویم این روند افزایش پیدا کند و از 30 و 40 درصد بگذرد و به 50 درصد نزدیک شود.</P>
<P>وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود تاکید کرد که جبهه متحد برای انتخابات مجلس نهم یک ائتلاف است.</P>
<P>این عضو جبهه متحد اصولگرایی موضوع سهمیه‌بندی در انتخاب کاندیداها را خلاف اصولگرایی عنوان کرد و گفت:‌ جامعه اسلامی مهندسین در هیچ جای کشور مستقل از جبهه متحد اصولگرایان کاندیدا ندارد، جبهه پیروان خط امام و رهبری نیز این‌گونه است و در چارچوب جبهه متحد اصولگرایان عمل می‌کند.</P>
<P>این نماینده مجلس و فعال سیاسی اصولگرا در مورد تشکیل جبهه مردم‌سالاری نیز گفت: گفته شده که این جبهه از 18 گروه سیاسی اصلاح‌طلب تشکیل شده و اصل حضور آن‌ها خوب است و این خود شکستن تحریم است، البته آقای خاتمی گفته‌ بودند که ما رسما تحریم نمی‌کنیم و اعضای ما آزاد هستند که در این عرصه حضور پیدا کنند و این‌که 18 گروه سیاسی اصلاح‌طلب بیایند در انتخابات لیست بدهند و شرکت کنند، امر خوبی است.</P>
<P>دبیرکل جامعه اسلامی مهندسی تصریح کرد: فکر می‌کنم که تعداد اصلاح‌طلبان در مجلس نهم به اندازه مجلس هشتم باشد و یا نزدیک به آن باشد.</P>
<P>باهنر همچنین با اشاره به ردصلاحیت تعدادی از نمایندگان کنونی مجلس و صحبت‌هایی که برای حل این موضوع در حال صورت گرفتن است، گفت: در بیرون از مجلس نیز حدود 70 ، 80 نفری که ما فکر می‌کردیم انسان‌های صالحی هستند و احتمال رای بالایی داشتند و بعضا آن‌ها را جز دو نفر اول می‌دانستیم رد شدند و دنبال حل این مشکل هستیم. البته در این زمینه شورای نگهبان در حال رسیدگی شکایت‌ها و اعتراض‌ها است.</P>
<P>باهنر در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این‌که در تصمیم‌گیری‌ها باید حب و بغض‌های شخصی را کنار گذاریم گفت: مثلا اگر ما در مجلس به یک تصمیم جمعی رسیدیم همه باید بر اساس آن عمل کنیم و از کسانی که از جبهه اصولگرایی کاندیدا می‌شوند، توقع است که از تصمیمات جمعی که مثلا در مجلس گرفته می‌شود حمایت کنند.</P>
<P>این نماینده مجلس گفت: در بحث‌های کارشناسی ما تصمیم جمعی و موضع سیاسی نمی‌گیریم، بلکه در مباحثی مانند رای اعتماد به وزرا و انتخابات هیأت رییسه و مسائل این‌چنینی است که تصمیم جمعی گرفته می‌شود و انتظار این است که همگان از این تصمیم جمعی حمایت کنند<BR></P>]]></description>
  <link>http://feed.parlemannews.com/index.aspx?n=16191</link>
</item>

<item>
  <title>درخواست علما و مراجع قم قم از هاشمی رفسنجانی: مسئولان به فکر حل مشکلات مردم باشند</title>
  <description><![CDATA[<P>علی بنایی نماینده قم در مجلس شورای اسلامی با اشاره به سفر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به استان قم گفت : سفر دو روزه هاشمی رفسنجانی به این استان به هیچ وجه سیاسی نبوده است.</P>
<P>دیدار رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با علما و مراجع قم یک دیدار دوستانه بوده و اینکه می گویند این سفر یک سفر سیاسی در جهت توجیه علمای قم درخصوص پرونده هسته ای ایران بوده است درست نیست.</P>
<P>به گزارش مهر، وی در ادامه افزود : در این دیدارها علمای قم ازرئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خواستند تا مسولان کشوربیشتر از گذشته به فکرحل مشکلات مردم باشند .</P>
<P>نماینده قم سوال برخی از علمای قم در خصوص نحوه همکاری مجمع تشخیص مصلحت نظام با دولت را از دیگر مباحث مهم این سفر خواند و تصریح کرد : در این سفر مراجع و علمای قم از رئیس مجمع تشتیص مصلحت نظام خواستند تا نسبت به گذشته گامهای موثرتری در جهت همکاری با دولت برداشته شود.<BR></P>]]></description>
  <link>http://feed.parlemannews.com/index.aspx?n=16190</link>
</item>

</channel>
</rss> 


